تبليغاتX
چیتا

یکشنبه چهارم اسفند 1387

خطبه‌ي 91

خطبه‌ي 91

كه به خطبه اشباح  معروف است .

يكی از ايشان پرسيد تا خدا را چنان وصف كند كه گويی آشكارا او را می‏بيند . امام ( ع ) از اين سخن در خشم شد.

 

خَلَقَ اَلْآجَالَ فَأَطَالَهَا وَ قَصَّرَهَا وَ قَدَّمَهَا وَ أَخَّرَهَا وَ وَصَلَ بِالْمَوْتِ أَسْبَابَهَا وَ جَعَلَهُ خَالِجاً لِأَشْطَانِهَا وَ قَاطِعاً لِمَرَائِرِ أَقْرَانِهَا.

 اجلها را معيّن ساخت ، برخی را دراز و برخی را كوتاه ، يكی را پيش داشت و ديگری را واپس انداخت  و رشته‏های زندگانی را به دست مرگ سپرد تا بهنگام رشته را بكشد و تافته آنرا ببرد .

 

عَالِمُ اَلسِّرِّ مِنْ ضَمَائِرِ اَلْمُضْمِرِينَ وَ نَجْوَی اَلْمُتَخَافِتِينَ.

دانای درون راز در دل نهفتگان است ، و آگاه از سخن پنهان گويندگان ،

 

نوشته شده توسط علیرضا در 22:19 |  لینک ثابت   • 

جمعه هجدهم بهمن 1387

خطبه‌ي 101

خطبه‌ي 101

 

عَنْ قَلِيلٍ تَلْتَفُّ اَلْقُرُونُ بِالْقُرُونِ وَ يُحْصَدُ اَلْقَائِمُ وَ يُحْطَمُ اَلْمَحْصُودُ

 

و ديرى نپايد كه دو سپاه درهم ريزند ، و توده‏ها به هم آويزند و با يكديگر بستيزند . آنچه از خير و رستگارى بر پاست بدورند و آنچه درويده است ، خرد كنند .

نوشته شده توسط علیرضا در 11:51 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم بهمن 1387

انديشه‌ي اسلامي 1 بخش 2 / فصل 4 ؛ توحيد و عبادت

1.            اعمال و رفتار انسان در نتيجه‌ي چيست؟

ا) عقيده و انديشه‌ي او                                         ب) امر آمر (خداوند)

ج) جبر پيرامون                                                د) محبوبيّت ذاتيِ عمل

 

2.             مراتب توحيد را بيان نمائيد؟

ا) توحيد در ذات، صفات، خالقيّت                          ب) توحيد در ربوبيّت، حاكميّت، اطاعت

ج) توحيد در تقنين و تشريع، عبادت و پرستش          د) تماميِ موارد

 

3.            مقصود از توحيد ذاتي چيست؟

ا) خداوند؛ يگانه، بي‌همتا و بي‌مانند است.

ب) ذات خداوند، تعدّد و كثرت بر نمي‌دارد.

ج) در ذهن و جهان پيرامون، نمي‌توان براي خداوند فرد ديگري تصوّر كرد.

د) همه‌ي موارد

 

4.             استدلال عقلي بر يگانگي ذات خداوند و تعدّد ناپذيريِ او را بيان كنيد؟

ا) ـ خداوند، نامحدود است. ـ اگر موجود نامحدود تعدّد پذيرد، در جهتي يا جهاتي محدود خواهد شد.

Ü موجود نامحدود و نامتناهي، تعدّدپذير نيست؛ چرا كه تعدّد پذيري، محدوديت را به دنبال دارد.

ب) ـ اگر خداوند نامحدود نباشد، آن‌گاه وي مركّب و متعدّد خواهد بود.

ـ تركيب، نشانه‌ي ضعف است و ضعف به ساحتِ واجبِ الوجود راه ندارد.

Ü موجود نامحدود و نامتناهي، تركيب‌پذير نيست؛ چرا كه تركيب و تعدّد، محدوديت را به دنبال دارد.

ج) ـ خداوند، موجودِ غنيّ بالذّات است و غير او قائم به غير.

ـ روا نيست موجود غنّي بالذّات، تعدّد پذيرد؛ چرا كه تعدّدپذيري، مستلزمِ تركيب است و تركيب نشانه‌ي ضعف؛ ضعف به ساحتِ وي راه ندارد.

Ü خداوند، تعدّد نمي‌پذيرد.

د) ـ بيانِ قرآن و گفته‌هاي پيشوايانِ ديني، حاكي از يگانگيِ خداوند است.

ـ حجيّت و وثاقت متون ديني موردِ پذيرش عقل است.

Ü خداوند، يگانه است و تعدّد نمي‌پذيرد.

5.             لازمه‌ي غيريت و دوگانگي چيست؟

ا) بسيط بودن و تعدّد ناپذيري                               ب) خارج بودن وجودِ هر يك از افراد، از وجود ديگري

ج) هم‌گوني در ذات                                           د) همانندي در خصوصيات

 

6.            مراد از توحيد صفاتي چيست؟

ا) اختصاصِ صِرفِ صفات به خداوند                     

ب) اتّحاد مفهوميِ صفات خداوند

ج) اتّحاد ذاتيِ صفات خداوند در عين اختلاف مفهومي   

د) مغايرت صفات از ذات

 

7.             مغايرت صفاتِ خداوند از ذات وي مستلزم چه امري است؟

ا) ضعفِ وجوديِ خداوند                                      ب) خالي بودن ذات در مرحله‌ي ذات، از صفات

ج) كثرت و تركيب در ذات الـٰهي                            د) مواردِ ب و ج

 

8.             عقيده‌ي كساني كه صفاتِ خداوند را ازلي و قديم ولي زائد بر ذات مي‌دانند، از چه امري نشأت يافته است؟

ا) مغايرت صفاتِ خداوند از ذات

ب) زيادت صفات خداوند بر ذات وي

ج) تشبيه صفاتِ خداوند به انسان

د) مواردِ ب و ج

 

9.            مفهوم توحيد در خالقيت چيست؟

ا) تنها، خداوند آفريدگار جهانِ هستي است.

ب) آفرينش جهانِ هستي، ذاتي خداوند نيست اما در مقامِ انجام، تنها وي توانِ چنين عملي را داراست.

ج) توانِ ايجادِ موجودات، از سويِ خداوند به سايرِ افراد إفاضه گرديده است.

د) ايجادِ موجودات توسط سايرِ افراد، در عَـرْضِ آفرينشِ خداوند است.

 

10.      چگونه عقل بر توحيد در خالقيت گواهي مي‌دهد؟

ا) بيانِ قرآن و گفته‌هاي پيشوايانِ ديني، حاكي از يگانگيِ خداوند است و وثاقت متون ديني موردِ پذيرش عقل

ب) خداوند واجب‌الوجود است و غير او ممكن‌الوجودند؛ تبعاً وجود آن‌ها از خداوند است.

ج) ايجادِ موجودات توسط سايرِ افراد، محالِ عقلي و وقوعي است.

د) تنها خداوند قدرتِ فعلي بر خلق را داراست.

 

11.       نسبت توحيد در خالقيت با اصل عليّت چيست؟

ا) نفيِ عليّت؛ علّت بودن وجودي براي موجود ديگر با يكتايي خداوند در خالقيت منافات دارد.

ب) نفيِ عليّت؛ چرا كه ارتباط خالق با علّت پس از افاضه‌ي اين توان به آن، قطع نمي‌گردد.

ج) عدمِ نفي آن؛ زيرا وجود علّت و نيز علّيت اشياء از مظاهر اراده‌ي خداوند است.

د) عدمِ نفي آن؛ حوزه‌ي فعل و ايجادِ هريك، متفاوت از ديگري است.

 

12.       مراد از توحيد در ربوبيّت چيست؟

ا) اداره‌ي جهان آفرينش تنها به دست خداي تعالي صورت مي‌پذيرد.

ب) انسان را راهي در تدبير امور عالم نيست.

ج) ايجاد و احداثِ جهان آفرينش، فعل خداوند است و وي راه‌بريِ آن را به ملائك وا گذارده است.

د) مواردِ ا و ب

 

13.      جلوه‌هاي توحيد در ربوبيّت كدام است؟

ا) تدبيرِ در ايجاد و احداث                                    ب) ارتباط خداوند با افعالِ انسان

ج) تدبيرِ تكويني و تشريعي                                   د) راه‌بريِ جهان آفرينش به دست خداي تعاليٰ

 

14.       مقصود از تدبير تكويني چيست؟

ا) خداوند، راه‌بريِ جهان آفرينش را به غيرِ خويش وا نهاده است.

ب) خداوند، براي ره‌نمونيِ انسان به بهبودي، اموري را تشريع نموده است.

ج) خداوند، اداره‌ي هستي را به وسائطي انجام مي‌دهد.

د) اداره‌ي جهان هستي، همانند ايجاد و احداث آن، فعل خداوند است.

15.      تفاوت اراده، ايجاد و احداث در افعال بشري و افعال خداوند در چيست؟

ا) تفكيك پذيريِ تدبير از احداث در افعال بشري و عدم اين انفكاك در افعال خداوند.

ب) خداوند در افعال خويش حكيمانه و با جامع به اطراف، عمل مي‌نمايد بر خلاف انسان.

ج) اهداف الـٰهي در ايجاد و احداث، با غايات انساني متفاوت است.

د) تفاوتي در بين نيست و ايجاد و احداث در افعال بشري در طول افعال خداوند است.

 

16.       شرك در ميان امت‌هاي پيشين بيشتر مربوط به چه امري بوده است؟

ا) روزي دهي و خلق

ب) تدبير و كارگردانيِ عالم

ج) اختلاف صفات با ذات

د) پرستش و عبادت

 

17.       هشدار قرآن كريم به مشركان درباره‌ي اين‌كه چيزهايي را پرستش مي‌كنند كه سود و زياني به آنان نمي‌رساند، حاكي از چه امري است؟

ا) همراه نمودن بت‌ها با خداوند در تدبير عالم

ب) شريك نمودن بت‌ها در آفرينش

ج) انگيزه‌ي آنان در پرستش با اعتقاد به سود و زيان رساندن بت‌ها به افراد

د) بيهودگيِ التزام به توانايي بت‌ها

 

18.       مشركان زمان پيامبر اكرم 9 در چه اموري موحّد بودند؟

ا) روزي دهي و خلق                                         ب) پرستش و عبادت

ج) تشريع و تقنين                                             د) روزي دادن، زنده كردن و ميراندن، تدبير كلّي جهان

 

19.       دليل توحيد ربوبي چيست؟

ا) پيوند ميان خالقيّت و تدبير جهان                         ب) بيانات نَـقلي

ج) گواهي درون و يافتِ شهودي                            د) مواردِ ا و ب

 

20.       قرآن كريم در آيه‌ي ﴿لَوْ كَانَ فِيهِمَا آَلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا﴾ دليل يگانگي مُدبِر جهان را چه امري مي‌داند؟

ا) پيوند ميان خالقيّت و تدبير جهان

ب) هماهنگيِ نظام آفرينش

ج) تنافيِ اعتقاد به ديگر مدبرهاي جهان با توحيد در تدبير

د) تعدّد ناپذيري خداوند

 

21.       توحيد در تشريع و تقنين به چه معنا است؟

ا) خداوند، قانون‌گذاري را به همه‌ي افراد بشر، به نحو شايع افاضه نموده است.

ب) خداوند، حقّ قانون‌گذاري را به برخي از بندگان خاصّ خود اعطاء نموده است.

ج) قانون‌گذاري براي نوع بشر تنها اختصاص به خداوند دارد.

د) خداوند را در تشريع احكام راهي نيست و افراد بشر خود به وضع قانون مي‌پردازند.

 

22.       چرا قانون‌گذاري تنها ويژه‌ي خداوند است؟

ا) قانون‌هاي بشري محدود به زمان و مكان است.

ب) قانون‌هاي بشري محشون به ظواهر دنيوي است.

ج) انسان‌ها آگاهيِ تامّ و تمام از خويش ندارند.

د) زيرا تنها خداوند مي‌تواند زمام امور زندگيِ بندگان خويش را در دست گيرد.

 

23.       قانون‌گذار چه ويژگي‌هايي را داراست؟

ا) آگاه از درونيات انسان و خصوصيات جسماني وي    ب) پيراسته از ظواهر مادّي

ج) ايجاد كننده و اداره‌ كننده‌ي انسان                        د) موارد ا و ب

 

24.      مراد از توحيد در اطاعت چيست؟

ا) پيروي تنها از خداوند بايد صورت پذيرد و در انديشه‌ي توحيدي، راهي براي پيروي از ديگري نيست.

ب) تنها خداوند، شايسته‌ي اطاعت است.

ج) پيروي تنها از خداوند بايد صورت پذيرد، ليكن وي به اطاعت برخي از افراد فرمان داده است.

د) موارد ب و ج

25.      اشاره‌ي آيه‌ي ﴿ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ ﴾ به چه امري است؟

ا) تنها خداوند، شايسته‌ي اطاعت است.

ب) اطاعت از پيامبر، همان اطاعت از خداوند است.

ج) با دنباله‌رويِ پيامبر، نيازي به پيرويِ خداوند نيست.

د) پيامبر، در اطاعت خداي تعالي گام نهاده است.

 

26.      ابلاغ پيام خداوند توسط پيامبر چگونه انجام مي‌پذيرد؟

ا) دريافت آيات                                                ب) تبيين آيات

ج) حفظ و نگه‌داري                                           د) موارد ا و ب

 

27.      مصداق بارز اولي‌الامر در چه كساني قابل يافت است؟

ا) ائمـه‌ي اطهار :                                         ب) اسلام پژوهان راستين

ج) فقيهان و مجتهدان                                           د) تماميِ موارد

 

28.       شرط پيروي از پدر و مادر در نظر امير المؤمنين علي 7 چيست؟

ا) اطاعت از ايشان به نافرمانيِ خداوند نينجامد.

ب) استطاعت و توان انجام خواسته‌هاي ايشان

ج) پيروي از پدر و مادر، تنها در حوزه‌ي دين ضروري است.

د) پيروي از پدر و مادر، بي هيچ شرطي لازم است.

 

29.       توحيد در حاكميت به چه معنا است؟

ا) حقّ حكومت تنها به خداوند اختصاص دارد.

ب) حكومت ديگر افراد، به اذن خاص يا اذن عامّ خداوند صورت مي‌پذيرد.

ج) حاكميّت تنها اختصاص به خداوند دارد و در انديشه‌ي توحيدي، راهي براي حكومت ديگري نيست.

د) مواردِ ا و ب

 

30.       حكومت ديگر افراد، در انديشه‌ي توحيدي به چه نحو امكان‌پذير است؟

ا) با تأييدِ وليّ خداوند

ب) به اذن خاص يا اذن عامّ خداوند

ج) با پذيرش و إقبالِ عامه‌ي مردم

د) حاكميّت تنها اختصاص به خداوند دارد و در انديشه‌ي توحيدي، راهي براي حكومت ديگري نيست.

 

31.       نيازمندي به حكومت و حاكم از چه روست؟

ا) نابسندگيِ افراد بشر در راه‌بريِ خويش

ب) امرِ خداوند به برپايي حكومت صالحان بر زمين

ج) اجراي احكام و قوانين، تنها با واسطه‌ي سازمان سياسي و مجريِ قانون امكان پذير است.

د) حكومت و حاكم، نياز افراد بشر نيست؛ بلكه خواسته‌ي آنان است.

 

32.       مراد از توحيد در عبادت چيست؟

ا) پرستشِ خداي يگانه                                        ب) پرهيز از عبادتِ موجوات ديگر

ج) پرستش خداوند همراه با ديگر امورِ متعالي             د) مواردِ ا و ب

 

33.       بهترين جلوه‌ي توحيد عملي چيست؟

ا) دست‌گيري از نيازمندان                                    ب) حج

ج) نماز                                                           د) روزه

 

34.      بهترين عمل پس از معرفت خداوند، چه عملي است؟

ا) دست‌گيري از نيازمندان                                    ب) حج

ج) نماز                                                           د) روزه

 

35.       با عنايت به آيه‌ي ﴿رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ﴾ هدف از ساختن كعبه چه بوده است؟

ا) پرستشِ خداوند                                              ب) به پا داريِ نماز

ج) اجتماع خداباوران                                         د) تجلّي انديشه‌ي توحيدي

36.       نخستين پرسش از بندگان در قيامت، حول چه امري است؟

ا) نماز                                                             ب) نيكي به پدر و مادر

ج) پيروي از رسول                                            د) صداقت و راست‌گويي

 

37.       مهم‌ترين اسرار نماز چيست؟

ا) يادِ خداوند، وحدت، رفع فاصله‌ي طبقاتي               ب) پرهيز از گناه، بهداشتِ تن، وقت شناسي

ج) شادابي و نشاط، اخلاص، اطاعت پذيري              د) تماميِ موارد

 

38.       آيه‌ي ﴿وَ أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي﴾ به كدام سرّ نماز اشاره دارد؟

ا) يادِ خداوند                                                   ب) اخلاص

ج) اطاعت پذيري                                             د) پرهيز از گناه

 

39.       يادِ خداوند چه اموري را فراهم مي‌آورد؟

ا) عاملِ تكامل بسياري از فضايل                           ب) بسط عدالت و گسترش حق

ج) اجتناب از تجاوز به حقوقِ فرد و اجتماع              د) همه‌ي موارد

 

40.      بزرگترين مظهر وحدت امّت اسلامي چيست؟

ا) نماز جمعه                                                      ب) نماز جماعت

ج) حج                                                          د) مواردِ ا و ب

 

41.       فاصله‌ي طبقاتي در چه جامعه‌اي رشد مي‌يابد؟

ا) جامعه‌ي مادّي‌گرا                                           ب) جامعه‌ي معنا‌گرا

ج) جامعه‌ي خدا باور                                         د) جامعه‌ي حق محور

 

42.       جلوه‌ي روشن‌تر رفع فاصله‌ي طبقاتي به واسطه‌ي نماز، چه هنگام حاصل مي‌آيد؟

ا) اداي نماز در زمانِ خاص                                   ب) برگزاري نماز به جماعت

ج) اداي نماز در مكان‌هاي مقدّس                           د) اداي نماز به سوي قبله‌ي واحد

43.       نماز‌گزار براي صحّت و قبولي نماز ناگزير از چه امري است؟

ا) حليّت مكان و لباس نمازگزار                              ب) اداي نماز در مكان‌هاي مقدّس

ج) اجتناب از گناهان                                          د) مواردِ ا و ج

 

44.        آيه‌ي كريمه‌ي ﴿إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ﴾ اشاره‌ به چه مطلبي درباره‌ي نماز دارد؟ 

ا) پرهيز از گناه                                                 ب) اخلاص

ج) اطاعت پذيري                                              د) يادِ خداوند

 

45.      يادِ خداوند به عنوان تنها زمينه‌ي پرهيزگاري، براي چه كساني حاصل مي‌شود؟

ا) كساني كه از انجام گناهان پروا مي‌كنند.                  ب) كساني كه از انجام گناهان پروا نمي‌كنند.

ج) به پا دارندگانِ نماز                                         د) مواردِ ا و ج

 

46.       اثر طبيعيِ توجه به مقام ربوبي چيست؟

ا) پيداييِ زمينه‌ي اطاعت و ترك گناه                        ب) خضوع و خشوع

ج) فهم فقر و ضعف وجوديِ آدمي                          د) درك عظمت و قدرت خداوندي

 

47.       اثرِ تربيتيِ نماز و بازدارندگيِ آن از گناهان، چه هنگام بيشتر است؟

ا) اگر نماز، نماز حقيقي باشد.                                  ب) هرچه نماز، با روح‌تر و كامل‌تر باشد.

ج) هر‌چه بيشتر انجام شود.                                   د) مواردِ ا و ب

 

48.      وظيفه‌ي نمازگزار نسبت به بهداشتِ تن چيست؟  

ا) از آلودگي‌هاي ظاهري، خود را بپيرايد.

ب) مكان به‌پا داريِ نماز غصبي نباشد.

ج) مساجدِ نمازگزار بايد پاك باشد.

د) نمازگزار، تنها بايد بهداشتِ روان را مورد توجه قرار دهد.

49.       شرط پذيرفته شدن نماز چيست؟

ا) داشتن اخلاص در انجام طاعت

ب) دور از انگيزه‌هاي مادّي

ج) دوري از انجام از سرِ عادت

د) همه‌ي موارد

 

50.       مراد از اخلاص چيست؟

ا) انگيزه‌ي عبادت و پرستش خداوند، انجام تكاليف الـهي باشد.

ب) انگيزه‌ي عبادت و پرستش خداوند، شايستگيِ ذات وي براي عبادت باشد.

ج) انگيزه‌ي عبادت و پرستش خداوند، كسب تعالي در امور ديني و دنيايي باشد.

د) موارد ا و ب

 

51.       اخلاص، چه اموري را در آدمي پرورش مي‌دهد؟

ا) روحيه‌ي عبوديّت

ب) خودباوري

ج) ديگر خواهي

د) تعالي جويي

 

52.       مذمّتِ منافقان توسط قرآن با توجه به آيه‌ي ﴿وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى﴾ از چه روست؟

ا) عدم به‌پاداري نماز

ب) به‌پاداري نماز از روي خمودگي و كسالت

ج) نداشتن اخلاص

د) وقت ناشناسي

 

53.       آيات ﴿إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا﴾ و ﴿فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ﴾ اشاره به چه مطلبي درباره‌ي نماز دارند؟

ا) وجوبِ نماز

ب) لزوم شادابي و نشاط هنگام اداي نماز

ج) وقت شناسي

د) پاداشِ نمازگزاران

 

54.       چرا انسان بايد خداوند را اطاعت كند؟

ا) رساندن بهره به خداوند 

ب) تكامل وجويِ خويش و كسب سعادت

ج) داراي آثار والايِ فردي و اجتماعي بودن عبادات

د) موارد ب و ج

 

55.       نتيجه‌ي سپاس‌گذاري از خداوند چيست؟

ا) آشكاريِ بندگي در برابر نعمت‌‌هايي كه بدان‌ها دست يافته است.

ب) فزونيِ نعمت

ج) رضايِ خالق

د) تداومِ نعمت

 

56.       تكامل روحيِ انسان به چه وسيله حاصل مي‌شود؟

ا) پرستش و عبادت

ب) توجه به ذات خداوند

ج) پي‌گيريِ امور اخلاقي

د) تلاش در برآوردنِ نيازهاي ساير وجودات انساني

 

57.      فلسفه‌ي خلقت انسان و جنّيان چيست؟

 ا) شناخت خداوند

ب) ابتلاء و آزمايش

ج) عبادت

د) قابليت دروني موجودات براي ايجاد

نوشته شده توسط علیرضا در 20:19 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم بهمن 1387

انديشه‌ي اسلامي 1 بخش 2 / فصل 3 ؛ مسئله‌ي شر

1.      وجود شرور با چه صفاتي از صفاتِ خداوند منافات دارد؟

ا) خَلق، وحدانيت، كمال                                    ب) علم، قدرت، خير‌خواهي

ج) عدل، يكتايي، حيات ‌ ‌                                  د) عدم منافات ميان وجود شرور و صفات خداوند

 

2.      تعريف خير و شر به مصاديق آن، چه نحوه تعريفي است؟

ا) توصيفي                                                     ب) هنجاري

ج) تمثيلي                                                      د) مواردِ ا و ج

 

3.       شر در نتيجه‌ي چه عواملي حاصل مي‌شود؟

ا) عوامل طبيعيِ صِرف                                      ب) عوامل انساني

ج) عوامل انساني و طبيعي                                 د) عوامل فرا انساني و فرا طبيعي

 

4.      شرّ اخلاقي چيست؟

ا) شرّ حاصل در نتيجه‌ي عاملِ انساني                            ب) شرّ حاصل در نتيجه‌ي عاملِ طبيعي

ج) شرّ حاصل در نتيجه‌ي عوامل فرا انساني و فرا طبيعي     د) شرّ متوجّه انسان كه از سوي خداوند

 

5.       شرّ طبيعي چيست؟

ا) شرّي كه در نتيجه‌ي عامل انساني حاصل مي‌آيد.

ب) شرّي كه در نتيجه‌ي عامل طبيعي حاصل مي‌آيد.

ج) شرّي كه در نتيجه‌ي عوامل فرا انساني و فرا طبيعي حاصل مي‌آيد.

د) شرّي كه از سوي خداوند متوجّه انسان مي‌گردد.

 

6.      شرانگاري و تصوير شر داشتن از برخي امور اخلاقي و طبيعي در نتيجه‌ي چه عاملي است؟

ا) ناخوش داري انسان‌ها در مواجهه با شرّ و پديداري رنج و ناراحتي براي ايشان                                              

ب) تأثير نهادن بر طبيعت و جهان مادّه

ج) ‌ديدِ منفيِّ انساني                                        

د) ايجاد نقص در خداوند

7.      انديش‌وران ديني چه پاسخ‌هايي به مسئله‌ي شر داده‌اند؟

ا) شر، لازمه‌ي جهان مادّي است.                         ب) شر، ناشي از اختيار آدمي است.

ج) شر، ناشي از جزئي‌نگري انسان است.               د) تماميِ موارد

 

8.      جهان مادّي با وجود شرور چه نسبتي با خير و شر دارد؟

ا) جهان مادّي، خير محض است.                           ب) جهان در مجموع، خير است.

ج) جهان مادّي، شرّ مطلق است.                           د) تلقّيِ خير و شر از جهان امكان ناپذير است.

 

9.      چرا هرچه از خداوند صادر شود، خير محض است؟

ا) چرا كه؛ خير و شر تابعِ فعلِ خداوند است و هر چه او انجام دهد، بايد تلّقيِ خير از آن نمود.

ب) شر نتيجه‌ي رفتار انساني است، نه تابعِ فعلِ خداوند؛ لذا هرچه از وي صادر شود، خير محض است.

ج) زيرا؛ خداوند قادر، عالم و خيرخواه مطلق است و ذات او خير محض است.

د) شر، امري عدمي است و عدم بر خداوند راه ندارد.

 

10.      در عالم مجردّات (عالم فرشتگان و ملائك) چه شرّي مي‌توان فرض نمود؟

ا) تزاحم و تضاد                                              ب) محدوديّت وجودي

ج) تعارضِ منافع                                             د) شر تنها در عوالم مادّي حضور دارد.

 

11.      لازمه‌ي جهان مادّي چيست؟

ا) محدوديّت وجودي                                         ب) نابسندگيِ خيرِ محدود

ج) تزاحم و تضاد                                            د) مواردِ ا و ج

 

12.      چرا نمي‌توان وجود جهان مادّي را بدون تنازع و تزاحم فرض نمود؟

ا) جهان مادّي ظرفيّت پذيرشِ خيرِ مطلق را دارا نيست.

ب) چرا كه اين مسئله خلاف فرض است و چنين جهاني در واقع غير مادّي مي‌شود.

ج) در اين صورت، جهان ديگر عالم مادّه نخواهد بود.

د) همه‌ي موارد

13.      از موارد زير، كدام از باورهايِ فارابي فيلسوفِ بزرگ اسلامي نيست؟

ا) عالم مادّه نمي‌تواند خير محض را بپذيرد.                                             

ب) آفات و شروري كه عارض اشياء طبيعي مي‌شود، ضروريِ عالم مادّه است.

ج) عالم مادّه، همه خير محض است.‌ ‌         

د) تمامي افعال خداوند، كامل و بدون نقص و عيب است.

 

14.      اشكالاتي چون؛ <چرا خداوند عالم مادّه را با اين قوانين خاص وضع كرده و چرا قوانين طبيعت را چنان قرار نداده است كه از آن رنجي حاصل نشود> به چه مسئله‌اي باز مي‌گردد؟

ا) اين‌كه؛ چرا جهان مادّي ظرفيّت پذيرشِ خيرِ مطلق را دارا نيست.

ب) اين‌كه؛ چرا خداوند در افاضه‌ي مطلقِ فيض كاستي روا داشته است.

ج) اين‌كه؛ چرا خداوند اساساً جهان را خلق نموده است.

د) اين‌كه؛ چرا تزاحم و تضاد لازمه‌ي عالم جهان مادّي است و چرا عالم مادّه با اين‌كه مادّي است، خصوصيّات غير مادّي ندارد.

 

15.     متفكّران اسلامي در پاسخ به <چرا تزاحم و تضاد لازمه‌ي جهان مادّي است و چرا عالم مادّه با اين‌كه مادّي است، خصوصيّات غير مادّي ندارد؟> چه مطلبي را بيان داشته‌اند؟

ا) قدرت خداوند به محالات ذاتيه تعلق نمي‌گيرد.

ب) جهان مادّي ظرفيّت پذيرشِ خيرِ مطلق را دارا نيست.

ج) خيرِ مطلق از جانب خداوند افاضه نمي‌شود.

د) قوّت وجوديِ شرور بيش از خيرات است.

 

16.     عدم تعلق قدرت خداوند به محالات ذاتيه از چه روست؟

ا) عدم افاضه‌ي فيض از جانبِ منبع فيض

ب) متعلَّق قدرت كه امكان تحقّق آن وجود ندارد.

ج) ضعف وجوديِ پذيرنده‌ي قدرتِ خداوند 

د) عدم اراده‌ي خداوند بر إعمال قدرت بر محالات

17.     در انديشه‌ي ابن سينا؛ خلق عالمي كه تلازم با امور شر نداشته باشد، چگونه خصوصيّتي دارد؟

ا) در اين صورت عالم، ديگر مادّي نخواهد بود.

ب) اين عالم، خير محض است كه خداوند پيش از اين، آن را خلق نموده است.

ج) اين عالم امكان تحقّق ندارد.

د) موارد ا و ب

 

18.     ملاصدرا درباره‌ي اين‌كه؛ قوانين عالم به‌ گونه‌اي ديگر مي‌توانست باشد، چه نظري دارد؟

ا) در اين صورت جهان ديگر عالم مادّه نخواهد بود.

ب) اگر امكان خلق چنين جهان مادّي‌اي مي‌بود، خداوند آن را خلق مي‌نمود.

ج) از آن‌جا كه خداوند چنين جهاني را خلق نكرده است، امكان وجودِ آن نبوده است.

د) تماميِ موارد

 

19.      صرف نظر نمودنِ خداوند از خلقت عالم مادّه به دليل وجود شرور، چگونه قابل پاسخ است؟

ا) خواستِ خداوند بر خلقِ عالم استوار گرديده است.

ب) قوّت وجوديِ خيرات بيش از اشتداد وجوديِ شرور است.

ج) تركِ خير كثير عالم مادّه به دليل وجود شرورِ اندك با فيضِ الـٰهي منافات دارد.

د) ترك خلق، مستلزم ظلم نمودن از سوي خداوند است.

 

20.     شرارت انسان ناشي از چيست؟  

ا) آزادي و اختيار                                            ب) توان إعمال اراده

ج) جبر بيروني                                               د) انفعال دروني

 

21.      نسبت رفتارِ آدمي با شرورِ طبيعي چيست؟

ا) توجّهِ تام به خيرات، كاهش شريّت شرور را به دنبال دارد.

ب) بسياري از شرورِ طبيعي با درست‌كاريِ آدمي، قابل رفع است.

ج) پي‌جوييِ شرّ، شرّ را به دنبال خواهد آورد.

د) رفتار انسان در ايجاد و يا رفعِ شرورِ طبيعي، دخالتي ندارد.

22.     مفهوم آيه‌ي ﴿ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آَمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ لَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴾ چيست؟

ا) انسان در برابر ارزانيِ بركات از سوي خداوند، ناسپاس است.

ب) عذاب الـٰهي، دامانِ انسان‌ها را خواهد گرفت.

ج) سختيِ انسان‌ها و كاهش بركات، نتيجه‌ي عدم ايمان‌آري و عدم تقوا پيشه‌گي ست.

د) در نهايت آدميان به سوي خداوند، براي حساب‌رسي خواهند رفت. 

 

23.     با عنايت به آيات ﴿ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴾ و ﴿ وَ مَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا ﴾ عذاب الـٰهي شامل چه كساني مي‌شود؟

ا) عذاب الـٰهي، شامل كساني كه حجت بر آنان تمام نشده است، نخواهد شد.

ب) عذاب الـٰهي، مخالفين با رسولان الـٰهي و انجام دهندگان اعمال ناروا را دربر خواهد گرفت.

ج) عذاب الـٰهي، ريشه در اعمال ناشايست آدميان دارد.

د) همه‌ي موارد

 

24.      آيات قرآن، شرور و آفاتِ طبيعي را ناشي از چه امري مي‌داند؟

ا) شرور و آفاتِ طبيعي، ناشي از گناهان انسان است.

ب) شرور و آفاتِ طبيعي، منشاء بروز خيرات است.

ج) شرور و آفاتِ طبيعي، از امور گريز ناپذير جهان مادّي است.

د) شرور و آفاتِ طبيعي، ناشي از نقص وجودي شرور است.

 

25.      درباره‌ي رنجي كه از اعمال فردي به فردِ ديگر مي‌رسد، چه مي‌توان گفت؟

ا) درد و رنج حاصل از رفتار ديگري، باعث بروز استعدادهاي دروني انسان است.

ب) اين درد و رنج، نتيجه‌ي عمل‌كردِ خودِ فرد است.

ج) در برابر اين درد و رنج، تنها بايد صبر و استقامت نمود.

د) درد و رنج در نتيجه‌ي جبر بيروني است.

 

26.     ريشه‌ي شر انگاريِ برخي امور در نظر انسان‌ها چيست؟

ا) ناپيداييِ فايده‌ي شرور

ب) عدم آگاهي وسيع و جامع

ج) قضاوت‌هاي سطحي، جزئي، شتاب‌زده و تنگ نظرانه

د) مواردِ ب و ج

 

27.     آيه‌ي ﴿ وَ عَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴾ اشاره به چه مطلبي دارد؟

ا) جزئي‌نگريِ انسان در مواجهه با اموري كه از آن‌ها تلقّيِ شر دارد.

ب) علم مطلق خداوند

ج) ديدِ محدودِ انسان نسبت به امورِ فرا رويِ خود

د) محبوبيّت و كراهت ذاتي اشياء

 

28.      قرآن كريم ناخوش داشتن برخي از امور را ناشي از چه مطلبي مي‌داند؟

ا) عدم شناخت جامع و كامل                                              

ب) ضعف فكري انسان‌ها

ج) تأثير شرور در احوال انسان ‌ ‌         

د) غفلت انسان‌ها از حكمت شرور

 

29.      چه فوايدي بر شرور مرتّب نيست؟

ا) ارمغان‌آري خلاقيّت در پرتو شكوفايي استعداد آدميان در مواجهه با شرور                                              

ب) آزمون و إبتلاي الـهي

ج) بازگشت به احوال خويش و بيداري از غفلت ‌ ‌         

د) معنا‌يابيِ خير با بروز شرّ

 

30.     آياتِ ﴿ فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴾ ﴿ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا ﴾ بر چه امري دلالت مي‌كنند؟

ا) استقامت، پايداري و آساني در نتيجه‌ي سختي‌ها و مشكلات

ب) ضروري بودن وجودِ بدي‌ها و زشتي‌ها در پيدايي جهانِ زيبا

ج) پايان ناخوشي‌ها در پرتوي تلاش آدمي

د) مواردِ ا و ب

 

31.     عامل بيداري از غفلت، با توجه به آيه‌ي ﴿وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ﴾ چيست؟

ا) سختي‌ها و مشكلات                                      ب) بازگشت به سوي خداوند

ج) عبرت‌آموزي از احوال پيشينيان                      د) توجه به عذاب الـٰهي

 

32.     آزمون الـٰهي از چه رو بر بندگان عارض مي‌شود؟

ا) بازشناسي مؤمنان راستين                                ب) ارزش‌مندي در پرتوي رنج و مصيبت‌ها

ج) نماياندن احوالِ راستينِ بندگان به خودشان           د) مواردِ ا و ب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط علیرضا در 20:18 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم بهمن 1387

انديشه‌ي اسلامي 1 بخش 2 / فصل 2 ؛ صفات خدا

1.           آيا آدمي توانِ ادراك كامل ذات و صفات خداوند را دارد؟

ا) ادراك كامل ذات و صفات خداوند براي انسان امكان پذير است.

ب) آدمي توانِ شناخت خداي تعالي و صفات او را حتّي به نحوِ جزئي ندارد.

ج) درك خداوند و صفات وي به صورت جزئي و نه كامل براي انسان ميسر است.

د) تنها برخي از صفات براي آدميان، غير روشن است.

 

2.            انسان چگونه به شناخت خداوند راه پيدا خواهد نمود؟

ا) با بهره‌گيري از شيوه‌هاي عقلاني                  ب) به مدد سير در آفاق و انفس

ج) ياري جويي از قرآن و روايات و شهود         د) تماميِ موارد

 

3.            چگونه عقل توانِ اثبات صفات ثبوتي و سلبي خداوند را خواهد داشت؟

ا) با اثباتِ وجودِ موجودِ غنيّ بالذّات                ب) با درك وجودِ امكانيِ خويش

ج) با مدد جستن از نقل                                د) عقل را در اثباتِ صفات خداوند راهي نيست.

 

4.            خواجه نصير الدين طوسي در كتاب تجريد، با استفاده از چه شيوه‌اي به اثبات صفات خدا مي‌پردازند؟

ا) شيوه‌ي كلامي                                        ب) راه عقلي

ج) بيان تجربيّاتِ عرفاني                               د) بهره‌گيري از آيات و روايات

 

5.            نسبتِ واجب الوجود با وجود چگونه است؟

ا) امتناع                                                  ب) ضرورت

ج) امكان                                                 د) عدم

 

6.           شريكِ واجب الوجود، در وجوبِ وجود چگونه است؟

ا) ممتنع الوجود                                          ب) ممكن الوجود

ج) متأخر الوجود                                       د) واجبِ الوجود

7.           تركيب نشانه‌ي چيست؟

ا) اشتدادِ وجود                                         ب) قِوامِ اجزاء

ج) ضعف و فقر                                         د) ترابط و تعادل

 

8.           چرا خداوند شريك ندارد؟ (اثبات با بهره از شيوه‌ي عقلي)

ا) شريكِ خداوند واجبِ الوجود است و هر دو در وجوب وجوب مانند يكديگر خواهند بود Ü تركيب Ü تركيب، نشانه‌ي ضعف؛ ضعف به ساحتِ واجبِ الوجود راه ندارد Ü خداوند شريك ندارد.

ب) بنا به بيانِ قرآن و گفته‌هاي پيشوايانِ ديني

ج) دركِ و يافتِ درونيِ موجودات

د) اگر در آسمان‌ها و زمين به غير از الله بود، فساد در تكوين مي‌شد. در تكوين فساد نيست Ü  به غير از خداوند، در آسمان‌ها و زمين خدايي نيست.

 

9.           چرا خداوند مركّب نيست؟

ا) مركب به اجزاء نيازمند است و اجزاي امرِ داراي جزء، به واجب بودن سزاوارترند تا خودِ او.

ب) تركيب، نشانه‌ي ضعف است و ضعف به ساحتِ واجبِ الوجود راه ندارد.

ج) تركيب نشانه‌ي اشتدادِ وجودي است.

د) موارد ا و ب

 

10.     چرا نمي‌توان به خداوند اشاره‌ي حسي نمود؟

ا) خداوند ديده نمي‌شود                                ب) خداوند جسم نيست

ج) محل وي براي آدمي ناشناخته است              د) برخي از عارفان توان اشاره به او را دارند

 

11.     چنان‌چه خداوند در مكان قرار داشته باشد،‌ چه امري ايجاد مي‌شود؟

ا) عروضِ صفتِ جديد                                ب) تجسّمِ وي

ج) عروضِ حركت و سكون بر خداوند             د) تجسّدِ وي

 

12.     حركت و سكون بر چه امري دلالت مي‌كند؟

ا) ازليّت                                                  ب) قديميت

ج) موجوديت                                            د) حُـدوث

 

13.     حلول خداوند مستلزم چه امري است؟

ا) داراي اجزاء بودن وي                               ب) مكان دار بودنِ خداوند و تجسّم وي

ج) تركيبِ وي                                            د) كاستيِ مرتبه‌ي وي

 

14.     چرا اتّحاد خداوند با ممكن الوجود امكان ناپذير است؟

ا) اشتدادِ وجوديِ ممكن الوجود                      ب) ضعفِ وجوديِ واجب الوجود

ج) هم‌گوني در وجوبِ وجود

د) روا نيست موجود غنّي بالذّات با موجود فقير و وابسته متحّد گردد؛ زيرا محدود مي‌شود.

 

15.      چرا براي خداوند امكان عروضِ صفت و حالت تازه‌اي نيست؟

ا) اگر كمالي از كمالات باشد، خداوند بدان‌ها متّصف بوده است و اگر نقص‌اند هيچ‌گاه بدان‌ها متّصف نبوده است.

ب) عروضِ صفت و حالت تازه، گاه نشانه‌ي ضعف است.

ج) عروضِ صفت و حالت تازه، گاه نشانه‌ي قوّت است.

د) امكان عروضِ صفت با وجوبِ وجود منافات دارد.

 

16.     چرا  واجبِ الوجود به كسي احتياجي ندارد؟

ا) اشتدادِ وجوديِ غيرِ او

ب) امتناع وجودِ شريك الباري

ج) غيرِ او ممكنِ الوجود است و ممكنِ الوجود تمامِ وجودش وابسته به واجبِ الوجود است.

د) جز واجبِ الوجود، چيزي موجوديت ندارد

17.      اگر غنّي بالذّات در وجود و كمالي از كمالات به ممكنات وابسته باشد، چه امري حاصل مي‌شود؟

ا) تسلسل                                                 ب) خُلف

ج) دُور                                                     د) تناهي

 

18.      نسبت صفاتِ خداوند با خداوند چيست؟

ا) صفاتِ خداوند عين ذاتِ اوست.                   ب) خداوند برتر از صفات خود است.

ج) صفات خداوند، جزئي از اوست.                  د) خداوند تركيبي از صفات است.

 

19.      زيادت صفات بر ذات چه امري را پديد مي‌آورد؟

ا) توقف صفات بر ذات                               ب) عينيّت صفات با ذات

ج) فرع بودن صفات                                   د) ذات در مرحله‌ي ذات، خالي از صفات باشد.

 

20.       حاكميّت خداوند قائم به چه اموريست؟

ا) بي‌نيازي از ديگران                                  ب) ‌نيازمنديِ ديگران به او

ج) توانِ تصرّف در امور                               د) همه‌ي موارد

 

21.       حكيم كيست؟

ا) حقايق را نيك بشناسد                              ب) انجام كارها بر وجه أكمل و مطابق مصالح كلي

ج) حاكم بر همه چيز                                  د) موارد ا و ب

 

22.      قيّوميّت به چه معنايي است؟

ا) قائم به خود بودن                                    ب) بي نيازي از ديگران

ج) نيازمندي ديگران به او                             د) تماميِ موارد

 

23.       با مطالعه و بررسيِ جهان، بر اساس چه امري بايد ناظم و خالق هستي از صفات: علم، قدرت و حكمت برخوردار باشد؟

ا) بر اساس سنخيت علّت و معلول                   ب) تعاليِ خالق و ناظم نسبت به مخلوق و منظوم

ج) عدم فقدان كمال براي إعطا كننده‌ي آن          د) قِوام وجودي

24.     از انسجام و وحدت حاكم بر جهان هستي به چه امري مي‌توان پي برد؟

ا) قدرت الهـٰي                                           ب) وحدت و توحيد

ج) اراده‌ي خداوندي                                    د) حاكميّت

 

25.     تفاوت شيوه‌ي آفاقي با شيوه‌ي عقلي چيست؟

ا) نابسندگيِ عقلِ صِرف

ب) گستردگي و دايره‌ي شمولِ شيوه‌ي عقلي

ج) حجيّت‌منديِ شيوه‌ي آفاقي نسبت به شيوه‌ي عقلاني

د) عقلي بودن همه‌ي مقدمات در شيوه‌ي عقلي و اخذ برخي از مقدمات، از مشاهده‌ي جهان منظم در شيوه‌ي آفاقي

 

26.     شناخت صفات الهـٰي از طريق قرآن و روايات معصومين : پس از چه امري صورت مي‌پذيرد؟

ا) پس از اثبات وجود خداوند و برخي از صفات وي، بعثت و برخي صفات كمالي پيامبر 9

ب) اعتقاد به وثاقت متون روائي

ج) باور به قداست متون روائي

د) پذيرش نابسندگيِ عقلِ صِرف

 

27.     مشاهده‌ي قلبي صفات جمال و جلال براي انسان بر اثر چه امري حاصل مي‌شود؟

ا) استمرار انجام امور شايست                         ب) خود داري از انجام امور ناشايست

ج) كاستي توجه به خرد بشري                       د) تكامل روحي و كسب فضايل معنوي

 

28.     چه روش‌هايي براي شناخت صفات خداوند بكار برده مي‌شوند؟

ا) روش‌هاي عقلي                                      ب) شيو‌ه‌هاي نقلي و قلبي (شهودي)

ج) راه‌هاي كلامي                                       د) همه‌ي موارد

 

29.      صفات ثبوتي چه صفاتي هستند؟

ا) صفاتي كه كمال خداوند را بيان مي‌كنند، جنبه‌ي ثبوتي دارند و نبود آن‌ها نقص محسوب مي‌شود.

ب) صفاتي كه نقص و كاستي را از خداوند نفي مي‌كنند.

ج) صفاتي كه از ذات خداوند انتزاع مي‌يابند.

د) صفاتي كه به لحاظ مفهومي، مشتمل بر نوعي اضافه به غيرند.

 

30.      صفات سلبي چه صفاتي هستند؟

ا) صفاتي كه كمال خداوند را بيان مي‌كنند، جنبه‌ي ثبوتي دارند و نبود آن‌ها نقص محسوب مي‌شود.

ب) صفاتي كه نقص و كاستي را از خداوند نفي مي‌كنند.

ج) صفاتي كه از ارتباط ذات خداوند با مخلوقات انتزاع مي‌شوند.

د) صفاتي كه ذات الهـٰي بدون نسبت و اضاف به غير ذات، به ‌آن‌ها متّصف مي‌شود.

 

31.      صفات جماليه چه صفاتي هستند؟

ا) صفاتي كه كمال خداوند را بيان مي‌كنند.         ب) صفاتي كه جلال الهـٰي را بيان مي‌دارند.

ج) صفاتي ثبوتي كه با واقعيت كماليِ خود مايه‌ي جمال و زيبايي موصوف‌اند و نقص و كاستي را از او نفي مي‌كنند.

د) صفاتي كه به بيان قدرت كردگار مي‌پردازند.

 

32.      هدف از صفات سلبي چيست؟

ا) نفي نقص و كاستي از خداوند                      ب) جمال و زيبايي موصوف

ج) بيان قدرتِ كردگار                                 د) اثبات كمال خداوند

 

33.      صفات ذاتيِ خداوند چه صفاتي هستند؟

ا) صفاتي كه ذات الهـٰي بدون نسبت و اضاف به غير ذات، به ‌آن‌ها متّصف مي‌شود.

ب) صفاتي كه از ارتباط ذات خداوند با مخلوقات انتزاع مي‌شوند.

ج) صفاتي كه از ذات خداوند انتزاع مي‌يابند.

د) صفاتي كه به لحاظ مفهومي، مشتمل بر نوعي اضافه به غيرند.

34.      صفات فعليِ خداوند چه صفاتي هستند؟

ا) صفاتي كه ذات الهـٰي بدون نسبت و اضاف به غير ذات، به ‌آن‌ها متّصف مي‌شود.

ب) صفاتي كه از ارتباط ذات خداوند با مخلوقات انتزاع مي‌شوند.

ج) صفاتي كه از ذات خداوند انتزاع مي‌يابند.

د) صفاتي كه به لحاظ مفهومي، مشتمل بر نوعي اضافه به غيرند.

 

35.     صفات ذاتي را از چه رو ذاتي ناميده‌اند؟

ا) همواره با ذات الهـٰي‌اند.                             ب) در انتزاع آن‌ها نيازي به ساير موجودات نيست.

ج) ذات الهـٰي، همواره به ‌آن‌ها متّصف است.       د) تماميِ موارد

 

36.      چگونه خداوند به صفت خالقيّت متّصف مي‌گردد؟

ا) آن‌گاه كه او، مخلوقات و رابطه‌ي وجوديِ آن‌ها در نظر گرفته شود.

ب) با قدرتِ ذاتي بر خلق

ج) با خروج از ذات به فعل

د) با وجود يابيِ ممكنات

 

37.     چگونه خداوند به صفت رازقيّت متّصف مي‌گردد؟

 ا) با قدرتِ ذاتي بر رزق                              ب) با خروج از ذات به فعل

ج) آن‌گاه كه از وي فعلِ رزق صادر شود           د) با ارتزاقِ مخلوقات

 

38.      صفات نفسيِ خداوند چه صفاتي هستند؟

ا) صفاتي كه ذات الهـٰي بدون نسبت و اضاف به غير ذات، به ‌آن‌ها متّصف مي‌شود.

ب) صفاتي كه از ارتباط ذات خداوند با مخلوقات انتزاع مي‌شوند.

ج) صفاتي كه از ذات خداوند انتزاع مي‌يابند.

د) صفاتي كه به لحاظ مفهومي، مشتمل بر نوعي اضافه به غيرند.

 

39.    صفات إضافي خداوند چه صفاتي هستند؟

ا) صفاتي كه از ذات خداوند انتزاع مي‌يابند.

ب) صفاتي كه به لحاظ مفهومي، مشتمل بر نوعي اضافه به غيرند.

ج) صفاتي كه از ارتباط ذات خداوند با مخلوقات انتزاع مي‌شوند.

د) صفاتي كه ذات الهـٰي بدون نسبت و اضاف به غير ذات، به ‌آن‌ها متّصف مي‌شود.

 

40.   علم الهـٰي در زمره‌ي كدام دسته از صفات خداوند قرار مي‌گيرد؟

ا) ثبوتيِ فعلي                                            ب) فعليِ نفسي

ج) ثبوتيِ ذاتي                                            د) ذاتيِ إضافي

 

41.    علم خداوند به چه اموري تعلق مي‌يابد؟

ا) ذات                                                    ب) مخلوقات پيش از آفرينش

ج) مخلوقات پس از آفرينش                          د) تماميِ موارد

 

42.    چگونه صفاتي چون؛ بصير و سميع بودن به عليم بودن بازگشت مي‌كند؟

ا) معناي بصير و سميع بودن، چيزي جز علم به مسموعات و مُبصَرات نيست.

ب) نسبتِ بصير و سميع، سلبِ علم به غيرِ مسموعات و مُبصَرات است.

ج) بصير و سميع بودن، علم به غيرِ مسموعات و مُبصَرات است.

د) هيچ گونه ترابطي ميان بصير و سميع با عليم نيست.

 

43.   آگاهي از علم الهـٰي چه ثمراتي براي انسان به ‌همراه دارد؟

ا) اجتناب از معاصي                                                  ب) اقدام به انجام كار‌هاي شايسته

ج) عدم احساس تنهايي و پايداري در برابر مشكلات           د) همه‌ي موارد

 

44.      اعتقاد به نظارت الهـٰي از چه طريق حاصل مي‌شود؟

ا) ايمان به قدرتِ كردگار                                              ب) پيراستگيِ دروني

ج) ايمان به آگاهي و علم الهـٰي بر اعمال و رفتار انسان‌ها       د) فزونيِ معرفت

 

45.     متكلمان قدرت را چگونه تعريف نموده‌اند؟

ا) فاعلي كه كار را با اختيار و اراده‌ي خود انجام دهد.

ب) هرگاه فاعل بخواهد بتواند كار را انجام دهد و هرگاه نخواهد انجام ندهد.

ج) خواستِ ايجاد نتيجه‌ي مطلوب

د) مواردِ ا و ب

 

46.      قادر به معناي فاعلِ مختار در برابر چه اصطلاحي است؟

ا) فاعلِ شناسا                                           ب) فاعلِ مجبور

ج) فاعلِ توانا                                            د) فاعلِ موجِد

 

47.      فاعليّتِ آتش در حرارت و سوزندگي چگونه فاعليّتي است؟

ا) فاعليّتِ موجِد                                        ب) فاعليّتِ مختار

ج) فاعليّتِ مجبور                                       د) فاعليّتِ انفعالي

 

48.     دلايل قدرت الهـٰي چيست؟  

ا) اعطا كننده‌ي كمال، فاقد كمال نيست.             ب) حكيمانه بودن أفعال خداوند

ج) اتقان و نظم شگفت انگيز مخلوقات                د) موارد ا و ج

 

49.       حقيقت حياتِ الهـٰي چيست؟

ا) براي آدمي روشن نيست ولي مفهوم آن مشخص است.      ب) امري فرا انساني

ج) وجودي چون حياتِ موجوداتِ امكاني                       د) وجودي برتر از حياتِ موجوداتِ امكاني

50.      معناي اراده‌ چيست؟

ا) توانِ ايجاد نتيجه‌ي مطلوب                                         ب) إعمال قدرت و حاكميّت

ج) آگاهي از سرانجام عمل                                            د) غرض‌ورزي در أفعال

 

51.     معناي اراده‌ي الهـٰي چيست؟

ا) غرض‌ورزيِ حكيمانه‌ي خداوند در أفعالِ خويش    

ب) رضايت خداوند به ذات خويش (در مقام ذات)

ج) رضايت خداوند به فعلِ خويش (در مقام فعل)

د) مواردِ ب و ج

 

52.     اراده‌ي الهـٰي به چه صورت‌هايي در نظر گرفته مي‌شود؟

ا) اراده‌ي تكويني و تشريعي                          ب) اراده‌ي حَـتم

ج) اراده‌ي عَـزم                                        د) اراده‌ي تكويني و اراده‌ي عَـزم

 

53.     اراده‌ي تكوينيِ خداوند چيست؟

ا) رابطه‌ي خاص خداوند با ذاتِ خويش

ب) رابطه‌ي خاص خداوند با مخلوقات

ج) رابطه‌ي خاص خداوند با تماميِ افعال اختياري انسان

د) رابطه‌ي خاص خداوند با برخي از افعال اختياري انسان

 

54.     اراده‌ي تشريعيِ خداوند چيست؟

ا) رابطه‌ي خاص خداوند با مخلوقات                              

ب) رابطه‌ي خاص خداوند با ذاتِ خويش

ج) رابطه‌ي خاص خداوند با برخي از افعال اختياري انسان

د) رابطه‌ي خاص خداوند با تماميِ افعال اختياري انسان

55.     حكمت به چه معنايي است؟

ا) افعال فاعل در نهايت إتقان و استواري و كمال باشد          ب) نقص و كاستي به فعل فاعل راه نيابد

ج) قبيح و بيهوده نبودنِ فعل فاعل                                   د) همه‌ي موارد

 

56.      حكمت به كدام معنا از صفاتِ فعل است؟

ا) افعال فاعل در نهايت إتقان و استواري و كمال باشد         ب) نقص و كاستي به فعل فاعل راه نيابد

ج) قبيح و بيهوده نبودنِ فعل فاعل                                  د) اعمال حاكميت خواستِ الهـٰي

 

57.     حكمت به كدام معنا از صفاتِ سلبي است؟

ا) افعال فاعل در نهايت إتقان و استواري و كمال باشد          ب) نقص و كاستي به فعل فاعل راه نيابد

ج) قبيح و بيهوده نبودنِ فعل فاعل                                   د) اعمال حاكميت خواستِ الهـٰي

 

58.      دليل اثبات حكمت به معناي بيهوده نبودن فعلِ فاعل چيست؟

ا) ايجادِ افعال قبيح و بيهوده ناشي از جهل، ناتوانيِ فاعل و نيازمندي است. خداوند از اين نقص‌ها مبّراست Ü عملِ بيهوده انجام نمي‌دهد Ü افعال او حكيمانه است.

ب) نقص و كاستي در افعالِ خداوند راه ندارد و همه‌ي افعال او به نيكوترين شكل انجام مي‌گيرد Ü افعال او حكيمانه است.

ج) نقص و كاستي در ذاتِ خداوند راه ندارد Ü افعال او حكيمانه است.

د) هيچ كدام

 

59.      حكمت به معناي بيهوده نبودن فعلِ فاعل، چه مباحثِ كلامي‌اي را به دنبال آورده است؟

ا) فرو فرستادن پيامبران                               ب) جهان پس از مرگ

ج) حجيّت استنباطاتِ بشري                         د) موارد ا و ب

 

60.      غاياتِ افعالِ خداوند چيست؟

ا) برطرف نمودن نقص از خويش                     ب) رساندن مخلوقات به كمال مطلوب

ج) رضايت از فعل خود                               د) اتّصاف خويش به كمالي از كمالات

61.      غاياتِ افعالِ انسان چيست؟

ا) برطرف نمودن نقص از خويش                     ب) اتّصاف به كمالي از كمالات

ج) رساندن ساير موجودات به كمال مطلوب       د) موارد ا و ب

 

62.      در نظر اماميه عدل چگونه صفتي است؟

ا) وصفي خاص خداوند                                ب) صفتي قابل دست‌يابي براي افراد بشر

ج) از اصول دين و مذهب                             د) وصفي متفقٌ عليه در ميان مذاهب اسلامي

 

63.     مراد از عدل چيست؟

ا) إتقان و استواري و كمال فعل                      ب) ناروايي نقص و كاستي در فعل فاعل

ج) قرار دادن هر چيز در جايِ مناسب خود       د) موارد ا و ب

 

64.     چه فاعلي دست به اعمال زشت و ظالمانه مي‌زند؟

ا) فاعلِ ناآگاه از قبح و زشتيِ عمل                                         ب) فاعلِ نيازمند

ج) فاعلِ داراي صفاتي چون: كينه توزي، حسادت و حقارت          د) تماميِ موارد

 

65.     عدل براي خداوند به چه معاني‌اي بكار برده مي‌شود؟

ا) عدل تكويني                                          ب) عدل تشريعي

ج) عدل جزايي                                         د) تماميِ موارد

نوشته شده توسط علیرضا در 20:17 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم بهمن 1387

انديشه‌ي اسلامي 1 بخش 2 / فصل 1 ؛ اثبات وجود خدا

1.             موضوع محوري همه‌ي اديان چيست؟ 

ا) وجود خداوند                                                ب) تعاليم اخلاقي

ج) تعاليِ وجودي ‌ ‌                                             د) آرامش بخشي

 

2.             در انديشه‌هاي كلامي اسلامي چه ديدگاهي درباره‌ي اثبات خداوند وجود دارد؟

ا) وجود خداوند امري بديهي، بي نياز از دليل و فطري است.

ب) وجود خداوند امري بديهي نيست و نياز به برهان و استدلال دارد.

ج)‌ وجود برهان و استدلال، مايه‌ي تنبّه و توجه به وجود خداوند است. ‌         

د) هر سه نظريه

 

3.             امري بديهي و بي نياز از دليل را چه مي‌دانند؟

ا) دروني                                                          ب) فطري

ج) ‌وجودي ‌                                                      د) ذهني

 

4.              تعابيري چون؛ ﴿أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾ و ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا﴾ بر چه امري دلالت مي‌كنند؟

ا) وجود خداوند                                                ب) افتقار انسان

ج) ‌فطري بودن و بديهي بودن وجود خداوند              د) بُعد روحاني وجود آدمي

 

5.             امير المؤمنين 7 در روايت <اللهم خلقت القلوب علي ارادتك و فطرت العقول علي معرفتك> سرشت عقل را بر چه امري استوار مي‌دانند؟

ا) معرفت خداوند                                               ب) فهم انساني

ج) يافت دروني                                                 د) كشف جهان پيرامون

 

6.             تعبير امام حسين 7 < چگونه از چيزي كه در وجودش به تو نيازمند است، به تو مي‌توان استدلال كرد؟ > بر چه امري دلالت مي‌كند؟

ا) بي نيازي از اقامه‌ي دليل بر وجود خداوند              ب) اقامه‌ي دليل بر وجود خداوند از درون انسان

ج) ‌ بديهي بودن وجود خداوند ‌                              د) ناتواني از برهان‌آري بر وجود خداوند

 

7.              راه‌هاي شناخت خداوند چه مواردي است؟

ا) يافت دروني                                                   ب) سير در آفاق و انفس

ج) معرفتِ پيرامون  ‌ ‌                                           د) اقامه‌ي براهين فلسفي

8.             پي بردن به وجود خالق توانا از طريق مشاهده‌ي مخلوقات و تدبّر در حدوث و امكان و نظم پديده‌ها به مدد جه راهي حاصل مي‌شود؟

ا) جذبه‌ي عرفاني                                               ب) شهود دروني

ج) ‌ سير در انفس ‌                                              د) سير در آفاق

 

 

9.             شناخت قلبي و بي‌واسطه نسبت به خداوند با تأمل انسان در خود به چه راهي اشاره دارد؟

ا) جذبه‌ي عرفاني                                             ب) شهود دروني

ج) ‌ سير در انفس ‌                                            د) سير در آفاق

 

 

10.         راه انفس به چه امري تعبير شده است؟

ا) جذبه‌ي عرفاني                                               ب) شهود دروني

ج) تجربه‌ي وحياني ‌ ‌                                           د) راه فطرت

 

 

11.        فطرت به چه معني است؟

ا) خلق و تحقق                                                 ب) آغاز و شروع

ج) حالت خاصي از شروع وجود و آغاز                  د) همه‌ي موارد

 

 

12.        امور فطري چه اموري هستند؟

ا) اموري كه آفرينش موجود اقتضاي آن را دارد.         ب) اموري كه موجود آنها را بالضرورة داراست.

ج) امور نفساني وجود‌ ‌                                        د) امور روحاني وجود

 

13.        ويژگي‌هاي امور فطري چيست؟  

ا) يافت در همه‌ي افراد با شدت و ضعف متفاوت          ب) همواره ثابت (در تمامي زمان‌ها وجود دارند)

ج) نيازي به تعليم و تعلّم ندارند. ‌ ‌                           د) همه‌ي موارد

 

14.        تقسيم بندي امور فطري را نام ببريد؟

ا) شناخت‌هاي فطري                                           ب) ميل‌ها و گرايش‌هاي فطري

ج) يافت‌هاي فطري ‌ ‌                                           د) موارد ا و ب

 

 

15.        خداشناسي فطري چيست؟ 

ا) انقياد و كُرنش در برابر خداوند                            ب) نوعي شناخت خدا ثابت براي همه‌ و بي نياز از آموزش

ج) ‌تعالي جوييِ سرشته در نهاد آدمي ‌                      د) خضوع در برابر امر قدسي

16.         خدا پرستي فطري چيست؟ 

ا) گرايش به خدا                                                ب) شناخت خداوند

ج) ‌تعالي جوييِ سرشته در نهاد آدمي ‌           ‌ ‌          د) جُستار امر متعالي

 

17.        خداجويي از چه امري حكايت مي‌كند؟

ا) اقتضاي وجودي آدمي                                       ب) اميال روحاني

ج) جبر زيستي ‌ ‌                                                 د) گرايش دروني انسان به خدا                                             

 

18.        پرستش خداوند چگونه امري است؟ 

ا) گرايش نفساني وجود آدمي                                ب) امري سرشته با وجود

ج) نوعي خداجويي                                            د) امري انجذابي

 

19.         تصريح آيه‌ي قرآن به <تمام كساني كه در آسمان‌ها و زمين هستند، براي خداوند سجده مي‌كنند> بر چه امري دلالت مي‌كند؟

ا) نوعي خداجويي                                              ب) نهادِ خداپرست آدمي

ج) ‌شناخت غريزي امر متعالي                                د) عدم اختصاصِ شناخت خداوند به آدميان

 

20.        كاستيِ فروغ خداجويي در چه صورتي حاصل مي‌شود؟

ا) كاستي إرسال رُسل                                           ب) تعليم و تربيت غلط و تأثيرات ژنتيكي و محيط

ج) غير فطري بودن خداجويي‌ ‌                               د) غفلت آدميان

 

21.         آيه‌ي ﴿فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ﴾ بر چه امري دلالت مي‌كند؟

ا) فطري بودن خداجويي‌                                      ب) نهادِ خداپرست آدمي

ج) ‌نابود نشدن خداجويي و نموداري در اوضاع و احوالِ قطع اميد ‌              د) غفلت انسان‌ها از ياد خداوند

 

22.        بيان امام صادق 7 <الله همان است كه همه‌ي مخلوقات هنگام نياز‌ها، سختي‌ها و نا اميدي از هر چيز به سوي او پناه مي‌آورند> بر چه امري دلالت مي‌كند؟ 

ا) فطري بودن خداجويي‌                                      

ب) نهادِ خداپرست آدمي

ج) غريزي بودن شناخت خداوند براي همه‌ي موجودات‌ ‌         

د) ‌نابود نشدن خداجويي و نموداري در اوضاع و احوالِ قطع اميد

23.        در برهان علّي و معلولي، چگونه به وجود خداوند پي مي‌بريم؟

ا) معلوليّت خداوند                                             ب) اشتدادِ وجوديِ خداوند

ج) از گذرِ معلوليّت عالم ‌ ‌                                     د) اشتدادِ وجوديِ عالم

 

24.        اين تقرير بر كدام برهان دلالت مي‌كند؟ < ـ جهان معلول است.   ـ‌ هر معلولي نيازمند علّت است.  Ü جهان نيازمند علتي است كه آن علّت يا خداوند است يا در نهايت به خدا مي‌رسد.>

ا) برهان وجود شناختي                                        ب) برهان جهان شناختي

ج) برهان غايت شناختي ‌ ‌                                     د) برهان علّي و معلولي

 

25.        علّت بودن يك وجود براي موجودي ديگر به چه مفهوم است؟

ا) وجودي كه تحقق آن، ‌متوقف بر وجود ديگري است.      

ب) وجودي كه موجوديّتِ آن مسبوق به امري نيست.

ج) وجودي كه تحقق موجودِ ديگر،‌ متوقف بر وجود آن است.

 د) وجودي كه موجوديّتِ آن وابسته به امري در خود اوست.

 

26.         معلول چگونه وجودي است؟

ا) وجودي كه تحقق آن، ‌متوقف بر وجود ديگري است. ‌                                               

ب) وجودي كه موجوديّتِ آن وابسته به امري در خود اوست.

ج) وجودي كه موجوديّتِ آن مسبوق به امري نيست.‌ ‌         

د) وجودي كه تحقق موجودي ديگر،‌ متوقف بر وجود آن است. ‌ ‌         

 

27.        علّت تامّه چيست؟ 

ا) موجودي كه با وجود آن، تحقق و وجودِ موجود ديگر ضرورت پيدا مي‌كند.                                              

ب) امر دخيل در وجود ديگري و مسبوق به نيستي

ج) امر دخيل در وجود ديگري كه خود وابسته به امري دگر است.‌ ‌         

د) موجودي كه با وجود آن، تحقق و وجودِ موجود ديگر امكان پيدا مي‌كند.                                                                                             

 

28.        علّت ناقصه چيست؟ 

ا) موجودي كه با وجود آن، تحقق و وجودِ موجود ديگر امكان پيدا مي‌كند.                                                                                            

ب) امر دخيل در وجود ديگري كه خود وابسته به امري دگر است.‌ ‌          

ج) موجودي كه با وجود آن، تحقق و وجودِ موجود ديگر ضرورت پيدا مي‌كند.                                                        

د) امر دخيل در وجود ديگري و مسبوق به نيستي

29.        آگاهي انسان به اصل عليّت چگونه است؟

ا) مشاهده‌ي جهان پيرامون                                    ب) راه فطرت و مشاهده‌ي درون

ج) آگاه نمودن خداوند، آدميان را‌ ‌                            د) انكشاف دروني

 

30.         انسان چگونه مفهوم عليّت را انتزاع مي‌كند؟

ا) از فهم وابستگيِ پيرامون خويش به امري خارج از وجود خود                                             

ب) انسان فعاليت‌هاي ذهني و رواني خود را اموري مي‌داند كه از او سر مي‌زند و وجود آنها را وابسته به خويش مي‌داند در حالي‌كه او خود را وابسته به آنها نمي‌داند.

ج) دريافتِ وابستگيِ خويش به امور پيرامون خود ‌ ‌         

د) از فهم وابستگيِ پيرامون خويش به امري داخل در وجود خود                                             

 

31.        اقسام علّت از نگاه فيلسوفان را نام ببريد؟

ا) علت فاعلي و علت غايي                                  ب) علت صوري و علت مادّي

ج) علت طبيعي و علت الهي ‌ ‌                                د) موارد ا و ب

 

32.        علت فاعلي چيست؟  

ا) آن‌كه معلول از آن پديد مي‌ايد.                            ب) انگيزه‌ي فاعل براي انجام كار

ج) زمينه‌ي پيدايشِ معلول  ‌ ‌                                 د) صورت و فعليتي كه در ماده، منشاء آثار جديد مي‌گردد.

 

33.        علت غايي چيست؟  

ا) آن‌كه معلول از آن پديد مي‌ايد.                            ب) انگيزه‌ي فاعل براي انجام كار

ج) زمينه‌ي پيدايشِ معلول  ‌ ‌                                 د) صورت و فعليتي كه در ماده، منشاء آثار جديد مي‌گردد.

 

34.        علت صوري چيست؟   

ا) آن‌كه معلول از آن پديد مي‌ايد.                             ب) انگيزه‌ي فاعل براي انجام كار

ج) زمينه‌ي پيدايشِ معلول  ‌ ‌                                  د) صورت و فعليتي كه در ماده، منشاء آثار جديد مي‌گردد.

 

35.        علت مادّي چيست؟  

ا) آن‌كه معلول از آن پديد مي‌ايد.                            ب) انگيزه‌ي فاعل براي انجام كار

ج) زمينه‌ي پيدايشِ معلول  ‌ ‌                                 د) صورت و فعليتي كه در ماده، منشاء آثار جديد مي‌گردد.

36.        علت فاعلي به چه اصطلاحاتي به كار برده مي‌شود؟

ا) فاعل طبيعي (در فيزيك و طبيعيات؛ منشاء حركت و دگرگوني اجسام و حالات)                                             

ب) فاعل الهي (در فلسفه و الهيات؛ موجودي كه معلول را به وجود مي‌اورد و به آن هستي مي‌بخشد)

ج) فاعل مادي‌ ‌                                                 د) موارد ا و ب

 

37.        در برهان عليّت مراد از علت فاعلي چيست؟  

ا) فاعل الهي                                                     ب) فاعل طبيعي

ج) فاعل مادي‌ ‌           ‌ ‌                                     د) فاعل شناسا

 

38.        ملاك و مناط احتياج معلول به علّت چيست؟  

ا) اشتدادِ وجوديِ علّت                                        ب) برابري وجودي ميان معلول و علّت

ج) ضعف و فقر وجوديِ معلول ‌ ‌                            ‌ د) افتقارِ وجوديِ علّت                                             

 

39.        آثار و نشانه‌هاي فقر وجودي چيست؟   

ا) محدوديّت زماني                                              ب) محدوديّت آثار

ج) وابستگي به غير، تغيير و فناپذيري‌ ‌                    ‌ د) تماميِ موارد

 

40.        بيان حضرت امير 7 <كلٌ قائمٌ في سِواهُ> اشاره به چه امري دارد؟  

ا) اشتدادِ وجوديِ علّت                                        ب) ضعف و فقر وجوديِ معلول

ج) برابري وجودي ميان معلول و علّت                     د) افتقارِ وجوديِ علّت                                             

 

41.        صفات لازمه‌ي معلوليّت كه حضرت امير 7 آنها را از خداوند سلب مي‌كند، نام ببريد؟

ا) تغيير در گذر زمان، محدوديّت مكاني                      ب) تغيير حالت،‌ عروض سكون و حركت

ج) وجود مثل و مانند، زايش، افول و زوال ‌               د) تماميِ موارد

 

42.        چرا ادامه‌ي سلسله‌ي علل محال است؟

ا) بنا بر بطلان فلسفيِ دور                                     ب) بنا بر بطلان فلسفيِ تسلسل علل تا بي‌نهايت

ج) ‌كاستي آگاهيِ آدمي به نهايت علل ‌                      د) وابستگي و احتياج سلسله‌ي علل

 

43.        امتناع تسلسل از چه رو است؟ 

ا) بديهي يا قريب به بداهت                                   ب) استدلال ورزي ذهن انسان

ج) ‌فهم حقيقت خارجي امور ‌                                د) آگاهي ذهني

44.         چرا در سلسله‌ي علل و معلولات،‌ وجود مستقلي نياز است كه بايد سلسله‌ي وابستگي‌ها در پرتو آن تحقق يابند؟ 

ا) ‌كاستي آگاهيِ آدمي به نهايت علل                         ب) خود قائم بودنِ سلسله‌ي علل و معلولات

ج) غير مستقل و غنيّ بودنِ مجموعه‌ي محتاج و وابسته     د) خود بسندگيِ معلولات

 

45.        چرا جهان نمي‌تواند علّت خود باشد؟

ا) بنا بر بطلان فلسفيِ دور                                     ب) بنا بر بطلان فلسفيِ تسلسل علل تا بي‌نهايت

ج) ‌كاستي آگاهيِ آدمي به نهايت علل ‌                      د) وابستگي و احتياج سلسله‌ي علل

 

46.        دور به چه معناست؟ 

ا) غير مستقل و غنيّ بودنِ موجود                            ب) وجود استقلاليِ معلول

ج) علّت وجوديِ موجود، خود او باشد. ‌ ‌                   د) نابسندگيِ موجود

 

47.         لازمه‌ي تقدّمِ وجوديِ موجود بر خود، چه امري است؟ 

ا) ارتفاعِ نقيضَين                                                ب) اجتماعِ نقيضين

ج) اجتماعِ ضدَين  ‌ ‌                                           د) ارتفاعِ ضدَين 

 

48.        آيه‌ي ﴿أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ﴾  بر چه امري دلالت مي‌كند؟

ا)  ردّ اين مسأله كه يك شيء علّت پيدايش خود باشد.           ب) وجود استقلاليِ معلول

ج) غير مستقل و غنيّ بودنِ موجود                                  د) خود بسندگيِ موجودات

 

49.         در پاسخ به اين پرسش كه؛ نظم و هماهنگي پديده‌هاي منظم جهان معلول چيست چه نظراتي شكل يافته است؟

ا) هماهنگيِ خود اجزا                                          ب) ناشي از ناظمي حكيم و با تدبير

ج) ‌ تصادفي و بدون برنامه‌                                     د) موارد ا و ب

 

50.        اشارات قرآن كريم به خلقت پيچيده‌ي موجودات، آسمان‌، زمين و ... رهنموني به كدام برهان خداشناسي است؟

ا) برهان وجود شناختي                                        ب) برهان علّي و معلولي

ج) برهان نظم                                                   د) برهان جهان شناختي

51.        عناصر سازنده‌ي اصليِ مفهوم نظم چيست؟ 

ا) برنامه‌ريزيِ دقيق                                             ب) سازمان‌دهيِ حساب شده

ج) هدف‌مندي                                                   د) تماميِ موارد

 

52.        تقريرات برهان نظم را نام ببريد؟

ا) برهان هدف‌مندي                                             ب) برهان هماهنگي

ج) برهان خُلف                                                  د) موارد ا و ب

 

53.        اين تقرير بر كدام صورت از برهان نظم دلالت مي‌كند؟

< پديده‌هاي منظم همواره به سوي غايتي در حركتند. آنچه علم و آگاهي ندارد، نمي‌تواند به سوي غايتي حركت كند مگر موجودي عالم، هوشمند و مدبِّر آن را راه نمايد.>

ا) برهان جهان شناختي                                         ب) برهان هدف‌مندي

ج) برهان هماهنگي                                             د) برهان غايت شناختي

 

54.         اين تقرير بر كدام صورت از برهان نظم دلالت مي‌كند؟

< جهان مجموعه‌اي هماهنگ است كه از سر حكمت و علم تدبير آراسته شده است و اين هماهنگ‌كننده و نظم دهنده كسي جز خداوند نيست. >

ا) برهان غايت شناختي                                        ب) برهان هماهنگي

ج) برهان هدف‌مندي                                           د) برهان جهان شناختي

 

55.        با توجه به آيه‌ي ﴿لَوْ كَانَ فِيهِمَا آَلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا﴾  صورت اين تقرير به چه نحو وجود خداوند را ثابت مي‌كند؟

< ـ اگر در آسمان‌ها و زمين به غير از الله بود، فساد در تكوين مي‌شد. 

ـ در تكوين فساد نيست.

 Ü  به غير از خداوند، در آسمان‌ها و زمين خدايي نيست.>

 

ا) برهان خُلف                                                   ب) برهان عليّت

ج) برهان وجودي                                               د) برهان مبتني بر استقراء

نوشته شده توسط علیرضا در 20:16 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم بهمن 1387

انديشه‌ي اسلامي 1 بخش 2 / فصل 1 ؛ اثبات وجود خدا

1.             موضوع محوري همه‌ي اديان چيست؟ 

ا) وجود خداوند                                                ب) تعاليم اخلاقي

ج) تعاليِ وجودي ‌ ‌                                             د) آرامش بخشي

 

2.             در انديشه‌هاي كلامي اسلامي چه ديدگاهي درباره‌ي اثبات خداوند وجود دارد؟

ا) وجود خداوند امري بديهي، بي نياز از دليل و فطري است.

ب) وجود خداوند امري بديهي نيست و نياز به برهان و استدلال دارد.

ج)‌ وجود برهان و استدلال، مايه‌ي تنبّه و توجه به وجود خداوند است. ‌         

د) هر سه نظريه

 

3.             امري بديهي و بي نياز از دليل را چه مي‌دانند؟

ا) دروني                                                          ب) فطري

ج) ‌وجودي ‌                                                      د) ذهني

 

4.              تعابيري چون؛ ﴿أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾ و ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا﴾ بر چه امري دلالت مي‌كنند؟

ا) وجود خداوند                                                ب) افتقار انسان

ج) ‌فطري بودن و بديهي بودن وجود خداوند              د) بُعد روحاني وجود آدمي

 

5.             امير المؤمنين 7 در روايت <اللهم خلقت القلوب علي ارادتك و فطرت العقول علي معرفتك> سرشت عقل را بر چه امري استوار مي‌دانند؟

ا) معرفت خداوند                                               ب) فهم انساني

ج) يافت دروني                                                 د) كشف جهان پيرامون

 

6.             تعبير امام حسين 7 < چگونه از چيزي كه در وجودش به تو نيازمند است، به تو مي‌توان استدلال كرد؟ > بر چه امري دلالت مي‌كند؟

ا) بي نيازي از اقامه‌ي دليل بر وجود خداوند              ب) اقامه‌ي دليل بر وجود خداوند از درون انسان

ج) ‌ بديهي بودن وجود خداوند ‌                              د) ناتواني از برهان‌آري بر وجود خداوند

 

7.              راه‌هاي شناخت خداوند چه مواردي است؟

ا) يافت دروني                                                   ب) سير در آفاق و انفس

ج) معرفتِ پيرامون  ‌ ‌                                           د) اقامه‌ي براهين فلسفي

8.             پي بردن به وجود خالق توانا از طريق مشاهده‌ي مخلوقات و تدبّر در حدوث و امكان و نظم پديده‌ها به مدد جه راهي حاصل مي‌شود؟

ا) جذبه‌ي عرفاني                                               ب) شهود دروني

ج) ‌ سير در انفس ‌                                              د) سير در آفاق

 

 

9.             شناخت قلبي و بي‌واسطه نسبت به خداوند با تأمل انسان در خود به چه راهي اشاره دارد؟

ا) جذبه‌ي عرفاني                                             ب) شهود دروني

ج) ‌ سير در انفس ‌                                            د) سير در آفاق

 

 

10.         راه انفس به چه امري تعبير شده است؟

ا) جذبه‌ي عرفاني                                               ب) شهود دروني

ج) تجربه‌ي وحياني ‌ ‌                                           د) راه فطرت

 

 

11.        فطرت به چه معني است؟

ا) خلق و تحقق                                                 ب) آغاز و شروع

ج) حالت خاصي از شروع وجود و آغاز                  د) همه‌ي موارد

 

 

12.        امور فطري چه اموري هستند؟

ا) اموري كه آفرينش موجود اقتضاي آن را دارد.         ب) اموري كه موجود آنها را بالضرورة داراست.

ج) امور نفساني وجود‌ ‌                                        د) امور روحاني وجود

 

13.        ويژگي‌هاي امور فطري چيست؟  

ا) يافت در همه‌ي افراد با شدت و ضعف متفاوت          ب) همواره ثابت (در تمامي زمان‌ها وجود دارند)

ج) نيازي به تعليم و تعلّم ندارند. ‌ ‌                           د) همه‌ي موارد

 

14.        تقسيم بندي امور فطري را نام ببريد؟

ا) شناخت‌هاي فطري                                           ب) ميل‌ها و گرايش‌هاي فطري

ج) يافت‌هاي فطري ‌ ‌                                           د) موارد ا و ب

 

 

15.        خداشناسي فطري چيست؟ 

ا) انقياد و كُرنش در برابر خداوند                            ب) نوعي شناخت خدا ثابت براي همه‌ و بي نياز از آموزش

ج) ‌تعالي جوييِ سرشته در نهاد آدمي ‌                      د) خضوع در برابر امر قدسي

16.         خدا پرستي فطري چيست؟ 

ا) گرايش به خدا                                                ب) شناخت خداوند

ج) ‌تعالي جوييِ سرشته در نهاد آدمي ‌           ‌ ‌          د) جُستار امر متعالي

 

17.        خداجويي از چه امري حكايت مي‌كند؟

ا) اقتضاي وجودي آدمي                                       ب) اميال روحاني

ج) جبر زيستي ‌ ‌                                                 د) گرايش دروني انسان به خدا                                             

 

18.        پرستش خداوند چگونه امري است؟ 

ا) گرايش نفساني وجود آدمي                                ب) امري سرشته با وجود

ج) نوعي خداجويي                                            د) امري انجذابي

 

19.         تصريح آيه‌ي قرآن به <تمام كساني كه در آسمان‌ها و زمين هستند، براي خداوند سجده مي‌كنند> بر چه امري دلالت مي‌كند؟

ا) نوعي خداجويي                                              ب) نهادِ خداپرست آدمي

ج) ‌شناخت غريزي امر متعالي                                د) عدم اختصاصِ شناخت خداوند به آدميان

 

20.        كاستيِ فروغ خداجويي در چه صورتي حاصل مي‌شود؟

ا) كاستي إرسال رُسل                                           ب) تعليم و تربيت غلط و تأثيرات ژنتيكي و محيط

ج) غير فطري بودن خداجويي‌ ‌                               د) غفلت آدميان

 

21.         آيه‌ي ﴿فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ﴾ بر چه امري دلالت مي‌كند؟

ا) فطري بودن خداجويي‌                                      ب) نهادِ خداپرست آدمي

ج) ‌نابود نشدن خداجويي و نموداري در اوضاع و احوالِ قطع اميد ‌              د) غفلت انسان‌ها از ياد خداوند

 

22.        بيان امام صادق 7 <الله همان است كه همه‌ي مخلوقات هنگام نياز‌ها، سختي‌ها و نا اميدي از هر چيز به سوي او پناه مي‌آورند> بر چه امري دلالت مي‌كند؟ 

ا) فطري بودن خداجويي‌                                      

ب) نهادِ خداپرست آدمي

ج) غريزي بودن شناخت خداوند براي همه‌ي موجودات‌ ‌         

د) ‌نابود نشدن خداجويي و نموداري در اوضاع و احوالِ قطع اميد

23.        در برهان علّي و معلولي، چگونه به وجود خداوند پي مي‌بريم؟

ا) معلوليّت خداوند                                             ب) اشتدادِ وجوديِ خداوند

ج) از گذرِ معلوليّت عالم ‌ ‌                                     د) اشتدادِ وجوديِ عالم

 

24.        اين تقرير بر كدام برهان دلالت مي‌كند؟ < ـ جهان معلول است.   ـ‌ هر معلولي نيازمند علّت است.  Ü جهان نيازمند علتي است كه آن علّت يا خداوند است يا در نهايت به خدا مي‌رسد.>

ا) برهان وجود شناختي                                        ب) برهان جهان شناختي

ج) برهان غايت شناختي ‌ ‌                                     د) برهان علّي و معلولي

 

25.        علّت بودن يك وجود براي موجودي ديگر به چه مفهوم است؟

ا) وجودي كه تحقق آن، ‌متوقف بر وجود ديگري است.      

ب) وجودي كه موجوديّتِ آن مسبوق به امري نيست.

ج) وجودي كه تحقق موجودِ ديگر،‌ متوقف بر وجود آن است.

 د) وجودي كه موجوديّتِ آن وابسته به امري در خود اوست.

 

26.         معلول چگونه وجودي است؟

ا) وجودي كه تحقق آن، ‌متوقف بر وجود ديگري است. ‌                                               

ب) وجودي كه موجوديّتِ آن وابسته به امري در خود اوست.

ج) وجودي كه موجوديّتِ آن مسبوق به امري نيست.‌ ‌         

د) وجودي كه تحقق موجودي ديگر،‌ متوقف بر وجود آن است. ‌ ‌         

 

27.        علّت تامّه چيست؟ 

ا) موجودي كه با وجود آن، تحقق و وجودِ موجود ديگر ضرورت پيدا مي‌كند.                                              

ب) امر دخيل در وجود ديگري و مسبوق به نيستي

ج) امر دخيل در وجود ديگري كه خود وابسته به امري دگر است.‌ ‌         

د) موجودي كه با وجود آن، تحقق و وجودِ موجود ديگر امكان پيدا مي‌كند.                                                                                             

 

28.        علّت ناقصه چيست؟ 

ا) موجودي كه با وجود آن، تحقق و وجودِ موجود ديگر امكان پيدا مي‌كند.                                                                                            

ب) امر دخيل در وجود ديگري كه خود وابسته به امري دگر است.‌ ‌          

ج) موجودي كه با وجود آن، تحقق و وجودِ موجود ديگر ضرورت پيدا مي‌كند.                                                        

د) امر دخيل در وجود ديگري و مسبوق به نيستي

29.        آگاهي انسان به اصل عليّت چگونه است؟

ا) مشاهده‌ي جهان پيرامون                                    ب) راه فطرت و مشاهده‌ي درون

ج) آگاه نمودن خداوند، آدميان را‌ ‌                            د) انكشاف دروني

 

30.         انسان چگونه مفهوم عليّت را انتزاع مي‌كند؟

ا) از فهم وابستگيِ پيرامون خويش به امري خارج از وجود خود                                             

ب) انسان فعاليت‌هاي ذهني و رواني خود را اموري مي‌داند كه از او سر مي‌زند و وجود آنها را وابسته به خويش مي‌داند در حالي‌كه او خود را وابسته به آنها نمي‌داند.

ج) دريافتِ وابستگيِ خويش به امور پيرامون خود ‌ ‌         

د) از فهم وابستگيِ پيرامون خويش به امري داخل در وجود خود                                             

 

31.        اقسام علّت از نگاه فيلسوفان را نام ببريد؟

ا) علت فاعلي و علت غايي                                  ب) علت صوري و علت مادّي

ج) علت طبيعي و علت الهي ‌ ‌                                د) موارد ا و ب

 

32.        علت فاعلي چيست؟  

ا) آن‌كه معلول از آن پديد مي‌ايد.                            ب) انگيزه‌ي فاعل براي انجام كار

ج) زمينه‌ي پيدايشِ معلول  ‌ ‌                                 د) صورت و فعليتي كه در ماده، منشاء آثار جديد مي‌گردد.

 

33.        علت غايي چيست؟  

ا) آن‌كه معلول از آن پديد مي‌ايد.                            ب) انگيزه‌ي فاعل براي انجام كار

ج) زمينه‌ي پيدايشِ معلول  ‌ ‌                                 د) صورت و فعليتي كه در ماده، منشاء آثار جديد مي‌گردد.

 

34.        علت صوري چيست؟   

ا) آن‌كه معلول از آن پديد مي‌ايد.                             ب) انگيزه‌ي فاعل براي انجام كار

ج) زمينه‌ي پيدايشِ معلول  ‌ ‌                                  د) صورت و فعليتي كه در ماده، منشاء آثار جديد مي‌گردد.

 

35.        علت مادّي چيست؟  

ا) آن‌كه معلول از آن پديد مي‌ايد.                            ب) انگيزه‌ي فاعل براي انجام كار

ج) زمينه‌ي پيدايشِ معلول  ‌ ‌                                 د) صورت و فعليتي كه در ماده، منشاء آثار جديد مي‌گردد.

36.        علت فاعلي به چه اصطلاحاتي به كار برده مي‌شود؟

ا) فاعل طبيعي (در فيزيك و طبيعيات؛ منشاء حركت و دگرگوني اجسام و حالات)                                             

ب) فاعل الهي (در فلسفه و الهيات؛ موجودي كه معلول را به وجود مي‌اورد و به آن هستي مي‌بخشد)

ج) فاعل مادي‌ ‌                                                 د) موارد ا و ب

 

37.        در برهان عليّت مراد از علت فاعلي چيست؟  

ا) فاعل الهي                                                     ب) فاعل طبيعي

ج) فاعل مادي‌ ‌           ‌ ‌                                     د) فاعل شناسا

 

38.        ملاك و مناط احتياج معلول به علّت چيست؟  

ا) اشتدادِ وجوديِ علّت                                        ب) برابري وجودي ميان معلول و علّت

ج) ضعف و فقر وجوديِ معلول ‌ ‌                            ‌ د) افتقارِ وجوديِ علّت                                             

 

39.        آثار و نشانه‌هاي فقر وجودي چيست؟   

ا) محدوديّت زماني                                              ب) محدوديّت آثار

ج) وابستگي به غير، تغيير و فناپذيري‌ ‌                    ‌ د) تماميِ موارد

 

40.        بيان حضرت امير 7 <كلٌ قائمٌ في سِواهُ> اشاره به چه امري دارد؟  

ا) اشتدادِ وجوديِ علّت                                        ب) ضعف و فقر وجوديِ معلول

ج) برابري وجودي ميان معلول و علّت                     د) افتقارِ وجوديِ علّت                                             

 

41.        صفات لازمه‌ي معلوليّت كه حضرت امير 7 آنها را از خداوند سلب مي‌كند، نام ببريد؟

ا) تغيير در گذر زمان، محدوديّت مكاني                      ب) تغيير حالت،‌ عروض سكون و حركت

ج) وجود مثل و مانند، زايش، افول و زوال ‌               د) تماميِ موارد

 

42.        چرا ادامه‌ي سلسله‌ي علل محال است؟

ا) بنا بر بطلان فلسفيِ دور                                     ب) بنا بر بطلان فلسفيِ تسلسل علل تا بي‌نهايت

ج) ‌كاستي آگاهيِ آدمي به نهايت علل ‌                      د) وابستگي و احتياج سلسله‌ي علل

 

43.        امتناع تسلسل از چه رو است؟ 

ا) بديهي يا قريب به بداهت                                   ب) استدلال ورزي ذهن انسان

ج) ‌فهم حقيقت خارجي امور ‌                                د) آگاهي ذهني

44.         چرا در سلسله‌ي علل و معلولات،‌ وجود مستقلي نياز است كه بايد سلسله‌ي وابستگي‌ها در پرتو آن تحقق يابند؟ 

ا) ‌كاستي آگاهيِ آدمي به نهايت علل                         ب) خود قائم بودنِ سلسله‌ي علل و معلولات

ج) غير مستقل و غنيّ بودنِ مجموعه‌ي محتاج و وابسته     د) خود بسندگيِ معلولات

 

45.        چرا جهان نمي‌تواند علّت خود باشد؟

ا) بنا بر بطلان فلسفيِ دور                                     ب) بنا بر بطلان فلسفيِ تسلسل علل تا بي‌نهايت

ج) ‌كاستي آگاهيِ آدمي به نهايت علل ‌                      د) وابستگي و احتياج سلسله‌ي علل

 

46.        دور به چه معناست؟ 

ا) غير مستقل و غنيّ بودنِ موجود                            ب) وجود استقلاليِ معلول

ج) علّت وجوديِ موجود، خود او باشد. ‌ ‌                   د) نابسندگيِ موجود

 

47.         لازمه‌ي تقدّمِ وجوديِ موجود بر خود، چه امري است؟ 

ا) ارتفاعِ نقيضَين                                                ب) اجتماعِ نقيضين

ج) اجتماعِ ضدَين  ‌ ‌                                           د) ارتفاعِ ضدَين 

 

48.        آيه‌ي ﴿أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ﴾  بر چه امري دلالت مي‌كند؟

ا)  ردّ اين مسأله كه يك شيء علّت پيدايش خود باشد.           ب) وجود استقلاليِ معلول

ج) غير مستقل و غنيّ بودنِ موجود                                  د) خود بسندگيِ موجودات

 

49.         در پاسخ به اين پرسش كه؛ نظم و هماهنگي پديده‌هاي منظم جهان معلول چيست چه نظراتي شكل يافته است؟

ا) هماهنگيِ خود اجزا                                          ب) ناشي از ناظمي حكيم و با تدبير

ج) ‌ تصادفي و بدون برنامه‌                                     د) موارد ا و ب

 

50.        اشارات قرآن كريم به خلقت پيچيده‌ي موجودات، آسمان‌، زمين و ... رهنموني به كدام برهان خداشناسي است؟

ا) برهان وجود شناختي                                        ب) برهان علّي و معلولي

ج) برهان نظم                                                   د) برهان جهان شناختي

51.        عناصر سازنده‌ي اصليِ مفهوم نظم چيست؟ 

ا) برنامه‌ريزيِ دقيق                                             ب) سازمان‌دهيِ حساب شده

ج) هدف‌مندي                                                   د) تماميِ موارد

 

52.        تقريرات برهان نظم را نام ببريد؟

ا) برهان هدف‌مندي                                             ب) برهان هماهنگي

ج) برهان خُلف                                                  د) موارد ا و ب

 

53.        اين تقرير بر كدام صورت از برهان نظم دلالت مي‌كند؟

< پديده‌هاي منظم همواره به سوي غايتي در حركتند. آنچه علم و آگاهي ندارد، نمي‌تواند به سوي غايتي حركت كند مگر موجودي عالم، هوشمند و مدبِّر آن را راه نمايد.>

ا) برهان جهان شناختي                                         ب) برهان هدف‌مندي

ج) برهان هماهنگي                                             د) برهان غايت شناختي

 

54.         اين تقرير بر كدام صورت از برهان نظم دلالت مي‌كند؟

< جهان مجموعه‌اي هماهنگ است كه از سر حكمت و علم تدبير آراسته شده است و اين هماهنگ‌كننده و نظم دهنده كسي جز خداوند نيست. >

ا) برهان غايت شناختي                                        ب) برهان هماهنگي

ج) برهان هدف‌مندي                                           د) برهان جهان شناختي

 

55.        با توجه به آيه‌ي ﴿لَوْ كَانَ فِيهِمَا آَلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا﴾  صورت اين تقرير به چه نحو وجود خداوند را ثابت مي‌كند؟

< ـ اگر در آسمان‌ها و زمين به غير از الله بود، فساد در تكوين مي‌شد. 

ـ در تكوين فساد نيست.

 Ü  به غير از خداوند، در آسمان‌ها و زمين خدايي نيست.>

 

ا) برهان خُلف                                                   ب) برهان عليّت

ج) برهان وجودي                                               د) برهان مبتني بر استقراء

نوشته شده توسط علیرضا در 20:14 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم بهمن 1387

انديشه‌ي اسلامي 1 بخش 1 / فصل 2 ؛ ايمان

1.           راه رسيدن آدمي به سعادت چيست؟ 

ا) ايمان                                                ب) عمل صالح

ج) اميد به لطف خداوند                ‌‌ ‌          د) تلاش و كوشش

 

2.           كاركرد‌هاي ايمان كدام است؟

ا) اطمينان قلبي، نشاط، آرامش                   ب) اميد، معنا

ج) شجاعت و هدف                                د) همه‌ي موارد

 

3.           قرآن كريم عامل رستگاري انسان را چه مي‌داند؟

ا) توجه به ذات خداي تعالي                      ب) ايمان

ج) عمل صالح                                       د) پالايش و تهذيب دروني

 

4.           در بيانات قرآني، ايمان از ويژگي‌هاي كدام دسته از انسان‌ها شمرده شده است؟

ا) عالمان                                              ب) تدبّر كنندگان

ج) پرهيزگاران و هدايت‌ يافتگان                د) خشوع كنندگان

 

5.           ايمان ديني چه نقشي را در بهداشت رواني ايفا مي‌كند؟

ا) درمان ناراحتي‌هاي روحي و رواني آدمي            ب) تبيين آرامش حقيقي

ج) زدودن خواسته‌هاي بي مورد                         د) توجه دادن به سرانجام آدميان

 

6.           ايمان چگونه امري است؟

ا) دروني                                              ب) معنوي و حالتي روحاني

ج) مقدس                                            د) ظاهري و بيروني

 

7.           جايگاه ايمان در آدمي چيست؟ 

ا) انديشه‌ي او                                           ب) نهاد و سرشت

ج) قلب وي                                             د) نفس

8.           شناخت واقعي امور معنوي به مدد كدام علم ميسّر است؟

ا) علم حصولي                                         ب) علم مادي

ج) شهود عرفاني                                       د) علم حضوري

 

9.           چگونه مي‌توان به ماهيت امور معنوي و روحاني پي برد؟

ا) شناخت لوازم                                        ب) پي جويي اصل اين امور

ج) عمل بدان‌ها                                        د) كسب تجربه پيرامون آنها

 

10.     معناي لغوي كلمه‌ي ايمان چيست؟ 

ا) جاي‌گيري اعتقاد در قلب                          ب) تصديق امر

ج) اطمينان و وثوق به كسي يا چيزي               د) همه‌ي موارد

 

11.     با توجه به معناي لغوي كلمه‌ي ايمان (ايمني در كار) فرد مؤمن از چه امري ايمن است؟

ا) اغواي ديگر انسان‌ها                                ب) شك و ترديد

ج) شيطان                                                د) ظلم

 

12.     حضرت رضا 7 ايمان را چگونه تعريف نموده‌اند؟

ا) ) ايمان؛ تصديق قلبي است.                         

ب) ) ايمان؛ بيان زباني است.

ج) ايمان؛ تصديق قلبي و اقرار زباني و عمل به اركان و اعضاء است.

د) ايمان، امري فراتر از فهم انساني است.

 

13.     واژه‌ي ايمان در اصلاح به چه معنايي به كار برده مي‌شود؟

ا) اعتقاد و تصديق قلبي به خداوند، روز قيامت، كتب آسماني، ملائكه، پيامبران، عالم غيب

ب) اعتقاد و تصديق قلبي به خداوند

ج) عمل به معتقدات                                  

د) حالت معنوي دروني

14.     رابطه‌ي ايمان و معرفت چگونه است؟

ا) تلازم طرفيني                                         ب) ايمان مبتني بر معرفت و علم است.

ج) معرفت و علم مبتني بر ايمان است                د) ارتباطي با هم ندارند.

 

15.     آيا با حصول علم و معرفت، ايمان بدست مي‌آيد؟

ا) حصول علم بالملازمه ايمان را در پي خواهد داشت.

ب) پيش از دست‌يابي به علم، ايمان براي انسان حاصل مي‌شود.

ج) دست‌يابي به علم، لزوما ايمان را به بار نمي‌آورد.

د) هيچ گونه سنخيتي ميان علم و ايمان نيست.

 

16.     آيه‌ي ﴿ وَ جَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا ﴾ رابطه‌ي ايمان و معرفت را چگونه مي‌داند؟

ا) دست‌يابي به هر يك، ديگري را در بر دارد.

ب) هيچ گونه سنخيتي ميان علم و ايمان نيست.

ج) حصول علم بالملازمه ايمان را در پي خواهد داشت.

د) گاه علم هست ولي ايمان وجود ندارد.

 

17.     چرا قوم بني اسرائيل با وجود علم و آگاهي به حضرت موسي 7 ايمان نياوردند؟

ا) نسيان و فراموشي                                   ب) احساس بي‌نيازي از ياد خداوند

ج) كاستي مرتبه‌ي علم آنها                           د) روحيه‌ي برتري جويي و ستمكاري

 

18.     قرآن كريم رابطه‌ي ايمان و معرفت را چگونه مي‌داند؟

ا) بي ارتباط                                             ب) تنافي طرفيني

ج) ابتناء ايمان بر معرفت و علم                       د) تلازم طرفيني

 

19.     با توجه به آيه‌ي ﴿ لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ﴾ و طرح موضوع كفر و ايمان پس از تبيين و شناخت راه درست، چه مفهومي برداشت مي‌شود؟

ا) نيازي به پذيرش ايمان نيست.                    

 ب) ايمان بدون شناخت ميسّر نيست.

ج) در صورت نا آگاهي تكليفي به ايمان نيست.

د) گاه ايمان بدون شناخت حاصل مي‌شود.

 

20.     خشيت الهي به عنوان لازمه‌ي ايمان، ناشي از چيست؟ 

ا) علم و آگاهي به خداوند                            ب) ايمان به ذات خداي تعالي

ج) ترس از خشم و غضب الهي                       د) عظمت وجودي خداوند

 

21.     با توجه به ابتناء ايمان بر شناخت و معرفت در ديدگاه اسلامي، ارتباط اين دو امر در سنت مسيحيّت چگونه است؟

ا) ابتناء شناخت و معرفت بر ايمان                   ب) ابتناء ايمان بر معرفت و علم

ج) تنافي طرفيني                                        د) تلازم طرفيني

 

22.      از ديدگاه اسلام، ايمان چه رابطه‌اي با عقل دارد؟

ا) عقل در پرتوي ايمان است.                        ب) ايمان كامل كننده‌ي عقل است.

ج) هر كدام رو به سويي دارند.                      د) منافاتي ميان آن دو نيست.

 

23.      در فلسفه‌ي دين، مراد از بحث ايمان و عقل چيست؟ 

ا) عدم ترابط ميان عقل و ايمان                       ب) رابطه‌ي ايمان و عقل

ج) پذيرش عقل در پرتوي ايمان                     د) عقل گروي در ايمان آري

 

24.      از ديدگاه اسلام، دست‌يابي آدمي به سعادت جاودانه چگونه امكان پذير است؟

ا) پي‌جوييِ عقل                                       ب) ايمان گروي محض

ج) با عقل و دين                                      د) گام گذاردن عقل در مسير ايمان

25.     نحوه‌ي ارتباط عقل و دين چگونه است؟

ا) انكار عقل توسط ايمان                              ب) انكار ايمان توسط عقل

ج) تنها عقل، ايمان را بر مي‌تابد.                     د) عقل، دين را تأييد مي‌كند و دين نيز عقل را

 

26.      با توجه به آيه‌ي ﴿ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ﴾ بدترين جنبندگان نزد خداوند چه كساني هستند؟

ا) كساني كه تعقّل نمي‌كنند.                             ب) كساني كه در برابر خداوند خضوع نمي‌كنند.

ج) كساني كه دين ندارند.                              د) كساني كه به نداي درون خود توجه نمي‌كنند.

 

27.      با توجه به آيه‌ي ﴿ وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ﴾ دوزخيان سبب در آتش درآمدن خود را چه مي‌دانند؟

ا) روحيه‌ي برتري جويي و ستمكاري

ب) نشنيده گرفتن سخن انبياء و عدم توجه به دستور عقل

ج) احساس بي‌نيازي از ياد خداوند               

د) غفلت و فراموشي

 

28.     در روايات اسلامي از عقل به چه چيزي تعبير شده است؟

ا) حجت ظاهري                                       ب) چراغ هدايت

ج) حجت باطني و راهنماي مؤمن                   د) سبب سعادت آدمي

 

29.      نقش عقل در دين و امور ديني چيست؟ 

ا) حجيت بخشي به دين                                ب) ساز وار نمودن گزاره‌هاي ديني

ج) عمل به تعاليم ديني در پرتوي اصرار عقلي     د) گزينش دين و پيروي از آن

 

30.      نگاه فِرَق اسلامي به عقل چگونه است؟   

ا) حجيت بخشي تام                                    ب) عدم انكار و پذيرش آن

ج) نابسندگي عقل بشري                             د) پذيرش محدود

31.      اختلاف فِرَق اسلامي درباره‌ي حجيت عقل، به چه امري باز مي‌گردد؟

ا) عدم حجيت گزاره‌هاي عقلاني                     ب) كاستي معقولات

ج) قلمرو و حيطه‌ي كاركرد عقل                    د) لزوم بازگشت فرآورده‌هاي عقل به گزاره ديني

 

32.      عمل و ايمان چه رابطه‌اي با هم دارند؟

ا) عمل نمود ظاهري ايمان است.                      ب) عمل از اركان ايمان است.

ج) عمل از لوازم عمليِ ايمان است.                   د) همه‌ي موارد

 

33.       كمترين مرتبه‌ي ايمان چيست؟ 

ا) شهادت آدمي به وحدانيّت خداوند و بندگي او      ب) پذيرش رسالت پيامبر خاتم 6

ج) اطاعت از حق و شاخت امام زمان خويش        د) همه‌ي موارد

 

34.       ايماني كه سبب سعادت آدمي است، چگونه ايماني ست؟

ا) ايمان توأم با عمل                                    ب) اعتقاد صِرف

ج) باورمندي عميق                                    د) ايمان راستين

 

35.      ايمان چگونه حقيقتي است؟

ا) حقيقتي تك بعدي                                    ب) باوري ريشه‌ دار در ساحات آدمي

ج) حقيقتي داراي مراتب مختلف، از كم‌ترين آغاز و تا كامل‌ترين پيش مي‌رود.

 

36.      چه چيز بر اختيار آدمي دلالت مي‌كند؟

ا) سنجش‌گريِ اعمال                                  ب) تحسين و تقبيح مترتب بر اعمال

ج) استحقاق عقاب و پاداش رفتار                   د) همه‌ي موارد

 

37.      چه امري  بر اختياري بودن ايمان دلالت مي‌كند؟

ا) شايستگي ستايش در صورت ايمان و استحقاق مذمّت در صورت كفر

ب) توان ايمان آري بر اثر تأمل و تفكر و توان انكار هدايت الهي

ج) مذمّت كفر در قرآن                              

د) همه‌ي موارد

38.      مصاديق ايمان در حقيقت به چه امري بازگشت مي‌كند؟

ا) توحيد و ايمان به خداوند                           ب) عمل به تكاليف الهي

ج) پذيرش پيامبران الهي                              د) تعالي وجودي انسان

 

39.      برانگيختن پيامبران براي هدايت آدميان، ناشي از كدام صفت خداوند است؟

ا) رحيميّت                                              ب) ربوبيّت و حكمت

ج) رحمانيّت                                             د) عالميّت

 

40.       متعلَّقات ايمان از ديدگاه قرآن كريم چيست؟ 

ا) ايمان به خداوند، آخرت، تمامي پيامبران          ب) ايمان به قرآن و كتب الهي پيشين

ج) ايمان به ملائكه، امامان و عالم غيب              د) همه‌ي موارد

 

41.      از ميان متعلَّقات ايمان، كدام امور جزء اصول دين به شمار آمده‌اند؟

ا) ) ايمان به مبداء و معاد                               ب) ايمان به رسالت و امامت

ج) ايمان به خداوند، رسالت و معاد                   د) ) ايمان به عدل و امامت

 

42.      عالم غيب داراي چه خصوصياتي است؟

ا) عدم درك از طريق حواس                       ب) قابليّت ادراك به وسيله‌ي تأمل عقلاني و شهود قلبي

ج) خصوصياتي اين‌جهاني و قابل درك            د) موارد ا و ب

 

43.      جدا كننده‌‌ي نگرش ديني از نگرش مادي‌گرايانه و الحادي، ايمان به چه امري است؟

ا) عالم غيب                                             ب) اعتقاد به خداوند

ج) حقيقت روح                                        د) فطرت

 

44.      قرآن كريم جايگاه ايمان در آدمي را چه امري مي‌داند؟ 

ا) نفس                                                   ب) قلب

ج) روح                                                 د) فكر

 

45.      قوي‌تر بودن درجات ايمان، چه ارمغاني براي انسان به همراه دارد؟

 ا) بالاتر رفتن ظرفيت وجودي                       ب) رضايت دروني

ج) نصيب بيشتر از سعادت                            د) موارد ا و ج

 

46.       برترين مرتبه‌ي ايمان چيست؟ 

ا) رضاي خداوند                                       ب) تعالي وجودي

ج) عصمت                                               د) تسليم محض

 

47.      جلوه‌‌ي ايمان چه امري است؟

ا) اعتقاد قلبي راسخ                                    ب) عمل صالح

ج) آرامش درون                                       د) پيراستگي از ناپاكي‌ها

 

48.      آيه‌هايي چون ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آَيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ﴾ و ﴿هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ﴾ كه بر ايمان اشاره دارند، چه مطلبي را متذكر مي‌شوند؟

 

ا) ايمان داراي درجات و مراتبي است.                   ب) باوري ريشه‌ دار در ساحات آدمي

ج) حقيقتي تك بعدي                                       د) مطلق و منزه از شعوبات اين‌جهاني

 

49.       توان‌مندي در ايمان چگونه براي فرد مؤمن حاصل مي‌شود؟

ا) تسليم محض در برابر اوامر و نواهي الهي             

ب) علم به متعلَّقات ايمان و توجه و پاي‌بندي به لوازم آن

ج) تقويت زمينه‌ي رشد ايمان با تهذيب نفس و رعايت حقوق ديگران

د) همه‌ي موارد

نوشته شده توسط علیرضا در 20:12 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم بهمن 1387

انديشه‌ي اسلامي 1 بخش 1 / فصل 1 ؛ انسان

1.            مهمترين مسئله‌ي آدمي چيست؟ 

ا) شناخت خود                                  ب) شناخت پيرامون خود

ج) شناخت خداي خود                         د) شناخت غير خود

 

2.            در چه صورتي انسان به سعادت دست مي‌يابد؟

ا) به كارگيريِ تمامي توان در جهت شناخت خود و پيرامونش  

ب) برآوردن نيازهاي مادي و اميال نفساني

ج) به كمال رساندن استعدادهاي نهاده شده در وجودِ خود          

د) مورد ا و ب

 

3.            خسران افراد بشر در چه صورتي حاصل مي‌شود؟

ا) تلاش براي فهم مراتب انسانيِ وجود و غفلت از بُعد نفساني

ب) توجه صِرف به برآوردن نيازهاي مادي و اميال نفساني

ج) برقراري تعادل ميان ابعاد وجودي آدمي

د) رفتار بر اساس فطرت

 

4.            مهم‌ترين امر مورد توجه پيامبران الهي، عالمان اخلاق و عارفان چيست؟

ا) توجه تام به خداوند                                 ب) كسب فضايل انساني

ج) دعوت انسان‌ها به شناخت خويش              د) پاسخ به فراخواني افراد بشر به ايمان

 

5.            وجه مشترك علوم مختلف، همچون؛ روان ‌شناسي، جامعه شناسي، طب، اخلاق چيست؟ 

ا) انسان به عنوان موضوع علوم                                  

ب)  ارمغان‌آري آسايش و راحتي براي انسان

ج) به كاري دانش‌هاي گوناگون براي شناخت حيات آدمي      

د) نيكويي دروني دانش (محبوبيّت ذاتي)

 

6.            مراد از شناخت انسان چيست؟

ا) توجه به نهاده شدن توانايي‌هاي گوناگون در انسان براي شناخت خود و پيرامونش

ب) فهم نيازهاي وجود آدمي و نحوه‌ي برآوردن آنها

ج) شناخت راهنمايان آدمي در مسير تكامل وجود

د) شناخت منشاء وجود انسان

 

7.            كدام امر باعث يافتنِ توان بهتر براي به كمال رساندن سرمايه‌هاي دروني انسان است؟

ا) بهره‌گيري از راهنمائي پيامبران و عالمان

ب) شناخت امكانات، قواي دروني و استعدادهاي انسان در پرتو انديشه و تفكر

ج) شناخت خداوند به عنوان غايت انسان در مسير تكامل معنوي

د) فهم نحوه‌ي دست‌يابي به هدف نهايي وجود آدمي

 

8.            تعاليمي همچون؛ انسان بنگرد كه از چه آفريده شده است، آيا انسان به ياد نمي‌آورد كه ما او را آفريديم و حال آن‌كه چيزي نبوده است، اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! به خود بپردازيد و ... به چه چيزي اشاره دارند؟

ا) شناخت خداوند                                     ب) شناخت جهان پيرامون

ج) شناخت هدف خلقت                              د) شناخت خود

 

9.            نخستين پرسش‌ها براي شناخت سرمايه‌هاي وجودي و كمال انساني حول شناخت كدام امر در جريان است؟

ا) شناخت خود                                         ب) شناخت خداوند

ج) شناخت جهان پيرامون                             د) شناخت هدفِ ايجاد آفريده‌ها

 

10.      شناخت جهان، پس از شناخت كدام امر توسط انسان بدست مي‌آيد؟

ا) إلـٰه شناسي                                          ب) وجود شناسي

ج) خود شناسي                                         د) غير شناسي

11.      كدام جهات بر پيش درآمد بودن خود شناسي براي خدا شناسي تأكيد دارند؟

ا) ارتباط وثيق فطرت با معرفت خداوند و در نتيجه‌ي شناخت خود، شناخت خداوند

ب) فهم وجود امكاني انسان و وابستگي به خداوند در وجود

ج) آگاهي به نظم دهنده‌ي آگاه و دانا از طريق تأمل در ساختار وجودي آدمي

د) تمامي موارد

 

12.      كاستي‌هاي شناخت خويش به چه امري براي انسان خواهد انجاميد؟

ا) ناتواني در بهره‌مندي تام از تمامي ابعاد وجودي

ب) ناكارآمدي استعدادهاي نهاده شده در انسان

ج) پيدايي آسيب‌هاي روان‌ شناختي

د) نافهمي هدف از پيدايش وجودهاي انساني

 

13.      كسب آرامش؛ انس با خداوند و تبعيت از فرامين الهي چگونه حاصل مي‌شود؟

ا) معرفت ذات تعاليٰ                                    ب) ياد داريِ سرانجامِ انسان

ج) دنباله‌روي از پيام آوران الهي                      د) شناخت خويش

 

14.      روي‌كرد ديدگاه‌هاي مادي درباره‌ي حقيقت انسان چيست؟ 

ا) وجود انساني تنها با ميانه‌روي در خواسته‌ها و نيازهاي بشري كمال مي‌يابد.

ب) انسان تنها وجودي اين جهاني است و شناخت وي با تكيه بر ابزارهاي مادي حاصل مي‌شود.

ج) تعالي بشر امكان وجودي ندارد.

د) سعادت بشري در فراغت از جسم بدست مي‌ايد.

 

15.      محور تعاليم اديان الهي را چه واقعيتي تشكيل مي‌دهد؟

ا) توجه به ذات باري تعالي                            ب) كسب كمالات نفساني

ج) زيستِ اخلاقي و معنوي                            د) عنايت به روح انساني

 

16.      شناختِ روح به عنوان حقيقتي غير مادي به مدد چه ابزاري امكان پذير است؟

ا) ابزارهاي غير تجربي                                  ب) حس و تجربه

ج) يافتِ دروني                                          د) القائات خارجي

 

17.     آيه‌ي شريفه‌ي ﴿ ثُمَّ سَوّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ روحِهِ ﴾ سپس خداوند اندام انسان را موزون آفريد و از روح خويش در او دميد؛ بر چه ساحت در انسان رهنمون است؟

ا) ساحت مادي                                          ب) ساحت غير مادي

ج) ساحات مادي و غير مادي                         د) وجود صِرف

 

18.       با توجه به آيات كريمه‌ي قرآن، چه امري هنگام مرگ بر روح انسان عارض مي‌شود؟

ا) فنا و نيستي                                               ب) همراهي با جسم در باز‌ستاني كامل

ج) حلول در ساير وجود‌هاي مادي                      د) بازگشت به سوي خداي تعاليٰ

 

19.      بسيط و غير قابل تقسيم بودن وجود انسان بر چه امري دلالت دارد؟

ا) غير مادي بودن روح                                   ب) متعالي بودن وجود انساني

ج) غير قابل شناخت بودن روح                         د) فنا ناپذيري و جاودانگي درون

 

20.      وجه تمييز دهنده‌ي آدمي از ساير موجودات چيست؟ 

ا) استعدادها و قواي ادراكي برتر                        ب) برخورداري از حقيقت روحاني

ج) برتري در آفرينش                                     د) مقدِّميت ساير وجودهاي براي وجود انسان

 

21.      حوزه‌هاي بُعد ادراكي انسان، كدامند؟

ا) حوزه‌ي فعل                                              ب) حوزه‌ي نظر

ج) حوزه‌ي اراده                                            د) حوزه‌ي عملي و نظري

 

22.      متعلق شناخت در حوزه‌ي شناخت نظري چيست؟ 

ا) رفتارهاي شايست و ناشايست انسان؛ بايد و نبايد                  ب) واقع ( هستيِ حاضر يا قابل ايجاد)

ج) هستيِ قابل ايجاد                                                         د) اعمال و افعال

23.      متعلق شناخت در حوزه‌ي شناخت عملي چيست؟ 

ا) رفتارهاي شايست و ناشايست انسان؛ بايد و نبايد                ب) هنجارها

ج) وجودهايِ فعليت يافته                                                د) اهداف و غايات

 

24.      دست‌يابي به شناخت اشياء و امور از چه راهي حاصل مي‌شود؟

ا) توجه صِرف به امر خارج از ذهن                     ب) صورت‌ها و مفهوم‌هاي ذهني

ج) انكشاف دروني                                          د) حقيقت خارجي

 

25.      حضور بدون واسطه‌ي صورت حاصله از شئ نزد ذهن را چه مي‌نامند؟

ا) مطلق علم                                               ب) دانش اكتسابي

ج) علم حضوري                                           د) علم حصولي

 

26.      حضور با واسطه‌ي صورت حاصله از شئ نزد ذهن را چه مي‌نامند؟

ا) مطلق علم                                                ب) دانش اكتسابي

ج) علم حضوري                                           د) علم حصولي

 

27.      در شهودات عرفاني، متعلَّق علم ...، ... است.

ا) علم حضوري، وجود خويش                         ب) علم حصولي، اشياء خارج از ذهن

ج) علم حصولي، وجودات ذهني                         د) علم حضوري، خداوند و امور مرتبط با وي

 

28.      قواي علم حصولي كدامند؟

ا) قوه‌ي عقل                                               ب) قواي حسي

ج) قواي حسي و قوه‌ي عقلاني                          د) ادراكات تجربي

 

29.      حكمت عملي چيست؟ 

ا) فهم تكاليف و وظايف انسان                           ب) شناخت شيو‌ه‌هاي انجام تكاليف

ج) عمل بر اساس فطرت نهاده شده در بشر            د) پاسخ‌گويي به نياز‌هاي انساني

 

30.      بُعد گرايشي انسان چيست؟ 

ا) حبّ ذات                                                 ب) ميل به جاودانگي

ج) تمايلات اين‌جهاني                                       د) تمايلات سرشته با روح آدمي

 

31.      گرايش‌هاي انسان كدام است؟

ا) گرايش‌هاي حيواني                                      ب) گرايش‌هاي انساني

ج) گرايش‌هاي حيواني و انساني                          د) گرايش‌هاي روحاني

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سؤالات تشريحي

مقدمه

1. عناصر مهم در زندگي انسان كدامند؟ چرا؟

2. تفاوت اساسي بين افراد صالح و عادل با افراد ظالم و تبهكار چيست؟

3. بدترين بندگان نزد خداوند چه كساني هستند؟

4. انسان قبل از هر چيز درباره‌ي چه اموري بايد تفكر كند؟

5. اولين وظيفه‌ي انسان كدام است؟

 

فصل اول

1. مهم‌ترين مسئله‌ي انسان چيست؟

2. انسان چگونه به سعادت مي‌رسد؟

3. انسان چگونه به مرحله‌ي حيوانيت تنزل مي‌يابد؟

4. توصيه‌هاي مهم پيامبران الهي، عالمان اخلاق و عارفان چيست؟

5. منظور از شناخت انسان چيست؟

6. برخي از آيات قرآن را كه انسان را به خودشناسي دعوت مي‌كند، ذكر كنيد؟

7. بيان امير المؤمنين علي 7را درباره‌ي خودشناسي بنويسيد؟

8. دلايل ضرورت خودشناسي كدام است؟

9. چگونه خودشناسي، مقدمه‌ي كمال انساني است؟

10. چگونه خودشناسي، پيش درآمد جهان شناسي است؟

11. اين سخن امير المؤمنين علي 7 بيان‌گر چه مطلبي است؟

كَيفَ يَعرِفُ غَيرَهُ، مَنْ يَجْهَلُ نَفسَهُ. كسي كه خود را نمي‌شناسد، چگونه غير خود را تواند شناخت؟!

12. چگونه خودشناسي، مقدمه‌ي خدا شناسي است؟

13. كلام امير المؤمنين علي 7 درباره‌ي مقدمه بودن خودشناسي براي خداشناسي را بنويسيد؟

14. جهات مقدمه بودن خودشناسي براي خداشناسي را بنويسيد؟

15. چگونه خودشناسي حل كننده‌ي مشكلات انسان است؟

16. آرامش راستين انسان چگونه حاصل مي‌آيد؟

17. ريشه‌ي مكاتب ساخته‌ي بشر در چيست؟

18. ديدگاه‌هاي پيرامون حقيقت انسان را ذكر نمائيد؟

19. ديدگاه ‌مادي درباره‌ي حقيقت انسان را توضيح دهيد؟

20. ديدگاه‌ الهي در باب حقيقت انسان را شرح دهيد؟

21. تفاوت ديدگاه‌هاي مادي و الهي پيرامون حقيقت انسان چيست؟

22. اديان الهي از كدام نظرگاه به حقيقت انسان مي‌نگرند؟

23. محور تعاليم الهي چيست؟

24. دليل توجه به جسم در اديان الهي كدام است؟

25. ابزار شناخت روح چيست؟ 

26. آيه‌ي زير بيان‌گر چه حقيقتي است؟

﴿ ثُمَّ سَوّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ روحِهِ ﴾ سپس خداوند اندام انسان را موزون آفريد و از روح خويش در او دميد.

27. تسويه در آيه‌ي فوق به چه معناست؟

28. از ديدگاه قرآن واقعيت و حقيقت انسان چيست؟ 

29. آيه‌ي شريفه‌ي زير بيان‌گر چه مطلبي است؟

﴿ اللهُ يَتَوَفَّيَ الاَنْفُسَ حينَ مَوْتِها ﴾ خداوند روح آدميان را هنگام مرگ به تمامي مي‌ستاند.

30. با توجه به معناي كلمه‌ي توفّي در آيه‌ي مذكور، چگونه حقيقت انسان، روح است؟

31. آياتي كه حقيقت انسان را روح او مي‌داند، ذكر كنيد؟

32. دلايل عمده‌ي فيلسوفان بر غير مادي بودن روح چيست؟ 

33. ابعاد روح انسان كدامند؟

34. حوزه‌هاي بُعد ادراكي انسان، كدامند؟

35. حوزه‌‌ي شناخت عملي و نظري بُعد ادراكي انسان را توضيح دهيد؟

36. با توجه به حوزه‌هاي شناختي و عملي بُعد ادراكي انسان، علوم به چند دسته تقسيم مي‌شوند؟

37. تمايز علوم نظري و عملي به چيست؟ 

38. علم حضوري و حصولي را با مثال توضيح دهيد؟

39. شهود عرفاني چيست؟ 

40. قواي علم حصولي را با مثال توضيح دهيد؟

41. حكمت عملي چيست؟ 

42. بُعد گرايشي انسان را تعريف كنيد و اقسام آن را ذكر نمائيد؟

43. غريزه چيست؟ 

44. از گرايش‌هاي اصيل انسان كدام است؟

45. وظيفه‌ي پيامبران در مورد گرايش‌هاي انساني بشر چيست؟ 

نوشته شده توسط علیرضا در 20:10 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ششم بهمن 1387

خطبه‌ي 99.100

خطبه ي 99

 

نهي نمودن از پي‌جویی دنیا

 

فَلاَ تَنَافَسُوا فِي عِزِّ اَلدُّنْيَا وَ فَخْرِهَا وَ لاَ تَعْجَبُوا بِزِينَتِهَا وَ نَعِيمِهَا وَ لاَ تَجْزَعُوا مِنْ ضَرَّائِهَا وَ بُؤْسِهَا فَإِنَّ عِزَّهَا وَ فَخْرَهَا إِلَى اِنْقِطَاعٍ وَ إِنَّ زِينَتَهَا وَ نَعِيمَهَا إِلَى زَوَالٍ وَ ضَرَّاءَهَا وَ بُؤْسَهَا إِلَى نَفَادٍ وَ كُلُّ مُدَّةٍ فِيهَا إِلَى اِنْتِهَاءٍ وَ كُلُّ حَيٍّ فِيهَا إِلَى فَنَاءٍ.

 

پس در عزّت و ناز دنيا بر يكديگر پيشدستى مكنيد ، و به آرايش و آسايش آن شادمان مشويد ، و از زيان و سختى آن ناشكيبا مباشيد . كه عزّت و نازش پايان يافتنى است ، و آرايش و آسايش آن سپرى شدنى و زيان و سختى آن تمام شدنى ، و هر مدّتى از آن سرآمدنى و هر زنده آن مردنى .

 

أَ وَ لَسْتُمْ تَرَوْنَ أَهْلَ اَلدُّنْيَا يُصْبِحُونَ وَ يُمْسُونَ عَلَى أَحْوَالٍ شَتَّى فَمَيِّتٌ يُبْكَى وَ آخَرُ يُعَزَّى وَ صَرِيعٌ مُبْتَلًى وَ عَائِدٌ يَعُودُ وَ آخَرُ بِنَفْسِهِ يَجُودُ وَ طَالِبٌ لِلدُّنْيَا وَ اَلْمَوْتُ يَطْلُبُهُ وَ غَافِلٌ وَ لَيْسَ بِمَغْفُولٍ عَنْهُ وَ عَلَى أَثَرِ اَلْمَاضِي مَا يَمْضِي اَلْبَاقِي.

 

نمى‏بينيد مردم دنيا روز را به شب و شب را به روز مى‏آرند و هر يك حالتى دارند مرده‏اى است كه بر او مويند. زنده‏اى كه تسليتش گويند . افتاده‏اى بيمار ، بيمار پرسى تيمار خوار . و ديگرى كه جان مى‏دهد ، و دنيا جويى كه مرگ به دنبالش مى‏دود ، و غافلى به خود وانگذاشته و ماندگان پى گذشتگان را داشته.

 

ياد مرگ

 

أَلاَ فَاذْكُرُوا هَاذِمَ اَللَّذَّاتِ وَ مُنَغِّصَ اَلشَّهَوَاتِ وَ قَاطِعَ اَلْأُمْنِيَاتِ عِنْدَ اَلْمُسَاوَرَةِ لِلْأَعْمَالِ اَلْقَبِيحَةِ وَ اِسْتَعِينُوا اَللَّهَ عَلَى أَدَاءِ وَاجِبِ حَقِّهِ وَ مَا لاَ يُحْصَى مِنْ أَعْدَادِ نِعَمِهِ وَ إِحْسَانِهِ.

 

هان بر هم زننده لذّتها ، تيره كننده شهوتها ، و برنده آرزوها را به ياد آريد آنگاه كه به كارهاى زشت شتاب مى‏آريد ، و از خدا يارى خواهيد برگزاردن واجب او چنانكه شايد ، و نعمت و احسان او كه به شمار نيايد .

 

خطبه ي 100

 

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلنَّاشِرِ فِي اَلْخَلْقِ فَضْلَهُ وَ اَلْبَاسِطِ فِيهِمْ بِالْجُودِ يَدَهُ نَحْمَدُهُ فِي جَمِيعِ أُمُورِهِ وَ نَسْتَعِينُهُ عَلَى رِعَايَةِ حُقُوقِهِ وَ نَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ غَيْرُهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِأَمْرِهِ صَادِعاً وَ بِذِكْرِهِ نَاطِقاً فَأَدَّى أَمِيناً وَ مَضَى رَشِيداً وَ خَلَّفَ فِينَا رَايَةَ اَلْحَقِّ مَنْ تَقَدَّمَهَا مَرَقَ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زَهَقَ وَ مَنْ لَزِمَهَا لَحِقَ دَلِيلُهَا مَكِيثُ اَلْكَلاَمِ بَطِي‏ءُ اَلْقِيَامِ سَرِيعٌ إِذَا قَامَ فَإِذَا أَنْتُمْ أَلَنْتُمْ لَهُ رِقَابَكُمْ وَ أَشَرْتُمْ إِلَيْهِ بِأَصَابِعِكُمْ جَاءَهُ اَلْمَوْتُ فَذَهَبَ بِهِ فَلَبِثْتُمْ بَعْدَهُ مَا شَاءَ اَللَّهُ حَتَّى يُطْلِعَ اَللَّهُ لَكُمْ مَنْ يَجْمَعُكُمْ وَ يَضُمُّ نَشْرَكُمْ فَلاَ تَطْمَعُوا فِي غَيْرِ مُقْبِلٍ وَ لاَ تَيْأَسُوا مِنْ مُدْبِرٍ فَإِنَّ اَلْمُدْبِرَ عَسَى أَنْ تَزِلَّ بِهِ إِحْدَى قَائِمَتَيْهِ وَ تَثْبُتَ اَلْأُخْرَى فَتَرْجِعَا حَتَّى تَثْبُتَا جَمِيعاً أَلاَ إِنَّ مَثَلَ آلِ مُحَمَّدٍ ص كَمَثَلِ نُجُومِ اَلسَّمَاءِ إِذَا خَوَى نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ فَكَأَنَّكُمْ قَدْ تَكَامَلَتْ مِنَ اَللَّهِ فِيكُمُ اَلصَّنَائِعُ وَ أَرَاكُمْ مَا كُنْتُمْ تَأْمُلُونَ.

 

سپاس خداى را ، كه احسان فراوانش را بر آفريدگان گسترده است ، و دست او به بخشش بر ايشان گشاده . او را در همه آنچه كند سپاس مى‏گوييم ، و از او در نگاهداشت حقّ وى يارى مى‏جوييم . گواهى مى‏دهيم كه خدايى جز او نيست ، و محمّد ( ص ) بنده او و فرستاده اوست .

او را فرستاد تا فرمان وى را آشكارا برساند و نام او را بر زبان براند . او وظيفه پيامبرى را به امانت گزارد ، و رستگارانه جهان را پشت سر گذارد ، و نشانه حق را در ميان ما بر جاى نهاد . كسى كه از آن پيش افتد از دين برون است ، و آن كه پس ماند تباه و سرنگون است و آن كه همراهش باشد با رستگارى مقرون . راهنماى آن از سخن ناسنجيده بپرهيزد و تا آماده نباشد برنخيزد ، و چون برخاست چالاك به كار درآويزد . پس چون شما گردن در طاعت او گذاشتيد ، و او را بزرگ داشتيد مرگ او در رسد و زمانش به سر رسد. پس از مردن او چندانكه خدا خواهد درنگ كنيد تا آنكه براى شما كسى را آشكار سازد كه فراهمتان آرد و با هم سازوار سازد .

در آن كه طالب كار نباشد طمع مبنديد ، و از آن كه كار از دستش برون شده و دولت از او روى برگردانده نوميد مگرديد . چه ، بود كه يك پاى دولت از دست شده بلغزد ، و پاى ديگرش بر جاى ماند تا هر دو پاى راست گردد و دولتش بر پاى ماند . همانا ، مثل آل محمّد به ستارگان آسمان نمايد : اگر ستاره‏اى فرو شد ستاره ديگر برآيد . گويى خدا نيكويى خود را در حقّ شما به كمال رسانده و آنچه را آرزو داريد به شما نمايانده .

 

ترجمه‏ی استاد سيد جعفر شهيدی

نوشته شده توسط علیرضا در 21:12 |  لینک ثابت   •